خانه بازی‌ها 10 مورد از رازهای ناگفته Elden Ring که دلتان را به درد می آورند
10 مورد از رازهای ناگفته Elden Ring که دلتان را به درد می آورند

10 مورد از رازهای ناگفته Elden Ring که دلتان را به درد می آورند

دسته بندی : بازی‌ها

در این مقاله:

مثل بیشتر بازی های Souls، داستانش به شکل کات سین یا توضیحات طولانی از طرف NPCهای تصادفی بهت ارائه نمی شه. این شیوه روایت محیطی و پنهان کردن حقایق، چیزی شبیه به رازهای مخفی در بازی های نقش آفرینی بزرگ است که بازیکن را تشنه کشف حقیقت نگه می دارد. در این مقاله به رازهای ناگفته Elden Ring می پردازیم.

دنیای Elden Ring هم فرقی نداره و مثل بقیه بازی های قبلی FromSoftware، توی دنیایی جریان داره که خشن و بی رحمه و به ندرت برای کسی که توی مسیر می بینی، پایان خوشی رقم می خوره.

با این حال، بعضی از غم انگیزترین لحظات Elden Ring خیلی آروم توی کل زمانی که توی Lands Between هستی وجود دارن؛ از طریق NPCهایی که فقط زمان کوتاهی رو باهاشون می گذرونی یا مکان هایی که ممکنه اصلا متوجه شون نشی.

با یه روایت آروم اما تاثیرگذار و دنیایی با جزئیات دقیق، Elden Ring تصویر غم انگیزی رو در لحظاتی ترسیم می کنه که در نهایت به یه درک و وضوح کامل می رسن.

10 اسبِ رادان

بزرگ ترین جنگجو با مهربون ترین قلب

ژنرال رادان، یکی از قدرتمندترین باس های بازی، رازی قلبی در سینه دارد که در نگاه اول به چشم نمی آید.

Leonard، اسب رادان: یکی از رازهای ناگفته Elden Ring

این تصویر رادان را بر فراز اسب محبوب و کوچک پیشینش نشان می دهد که با وجود جثه عظیمش، همچنان به او وفادار مانده است.

Bandai Namco

موقع مبارزه با این باس، رادان (Radahn) سوار یه اسب خیلی کوچیک دیده می شه که در نگاه اول صحنه خنده داریه، اما خیلی زود معلوم می شه که دلیل این کار واقعا ناراحت کننده است. اسم این اسب لئونارد (Leonard) هست؛ رادان اونقدر به اسب باوفاش علاقه داشت که جادوی جاذبه رو یاد گرفت تا بتونه بدون اینکه به خاطر جثه بزرگش به لئونارد آسیبی بزنه، سوارش بشه.

«ژنرال شیر قرمز قدرت های جاذبه ای داشت که توی جوونی اش توی سلیا یاد گرفته بود. همه اش برای این بود که مجبور نشه اسب محبوب اما لاغر و مردنی اش رو رها کنه.»

رادان با داشتن توانایی نگه داشتن خودِ ستاره ها، یکی از قدرتمندترین موجودات در جهان گسترده Elden Ring به حساب می آید (بگذریم از اینکه مبارزه باهاش چقدر سخته)، اما دیدن اینکه این شخصیت ابهت دار اینقدر فدای یه حیوون بی پناه شده، قطعا اشک آدم رو درمی آره. این موضوع یکی از رازهای ناگفته Elden Ring اوست.

9 سرِ گادوین

مرگی که اصلا پاک نبود

سرنوشت گادوین طلایی پس از مرگ، یکی از هولناک ترین مناظر بازی را خلق کرده است که نشان از فسادی ریشه دار دارد.

سر گادوین طلایی، نمادی از رازهای ناگفته Elden Ring

چهره بدشکل و مسخ شده گادوین در اعماق قلعه، نمادی از نفرینی است که پس از ترور او تمام سرزمین های میانی را در بر گرفت.

Bandai Namco

اتفاقات مرگ گادوین طلایی (Godwyn the Golden) داستان Elden Ring را به جریان انداخت و از رازهای ناگفته Elden Ring در مورد سرنوشت اوست. غم و غصه ماریکا (Marika) برای مرگ اولین فرزندش در نهایت باعث شد که خودش Elden Ring رو بشکنه؛ کاری که وضعیت Lands Between رو برای همیشه عوض کرد. اما به خاطر شیوه کشته شدن گادوین که نتیجه نقشه های رانی جادوگر (Ranni the Witch) بود، اون یه مرگ درست و حسابی نداشت؛ یعنی در حالی که روحش مرد، بدنش نمرد و به شکل یه موجود کریه توی کل سرزمین به حیاتش ادامه داد.

در حالی که بدنش توی Deeproot Depths استراحت می کنه، بازیکن ها زیر قلعه Stormveil با این صحنه وحشتناک روبه رو می شن؛ جایی که سرش یه صحنه لاوکرفتی درست کرده که فراموش کردنش سخته.

8 لاتنای آلبیناریک

یه همراه باوفای دیگه

لاتنا، تیرانداز ماهر آلبیناریک، داستانی از وفاداری بی پایان و فقدان گرگ باوفایش را با خود حمل می کند.

لاتنای آلبیناریک، همراه باوفا و یکی از رازهای ناگفته Elden Ring

او در این تصویر در گوشه ای دنج پناه گرفته و در انتظار کسی است که به او کمک کند تا به مقصد نهایی اش در هالیگ تری برسد.

Bandai Namco

لاتنا (Latenna) که بعد از تموم کردن دانجن Lakeside Crystal Cave توی Slumbering Wolf’s Shack پیدا می شه، یه زن آلبیناریکه که بازیکن ها می تونن اون رو به عنوان یه Summon استخدام کنن تا توی بازی بهشون کمک کنه. در نگاه اول، خیلی از بازیکن ها فقط از داشتن یه تیرانداز ماهر به عنوان همراه خوشحالن، اما دقت کردن به یکی از توانایی های لاتنا مثل یه تیر وسط قلبه.

قبل از اینکه باهاش ملاقات کنیم، مشخص می شه که لاتنا و همراه گرگش لوبو (Lobo) راهی سفری به Haligree شده بودن که به عنوان پناهگاهی برای هم نوعانش شناخته می شد. اما توی راه، سر گیدیون (Sir Gideon) بهش حمله می کنه؛ چون فکر می کرد لاتنا یه مدال مخفی داره که می تونه راه Haligree رو باز کنه، گرگش رو کشت و خودش رو هم علیل و زمین گیر کرد.

حالا که هیچ کاری ناتموم نمونده، تا آخرین لحظه توی نبرد کنارت هستم. و وقتی جنگ تموم شد، اون وقت می تونی من رو به خاک بسپاری. کنار لوبو، گرگ عزیزم.

وقتی به عنوان Summon بهت ملحق می شه، لاتنا به خاطر ناتوانی جسمی اش فقط می تونه یه جا ثابت بمونه، که باعث می شه بازیکن مجبور بشه اون رو توی جاهای سخت احضار کنه. اما چیزی که خیلی از بازیکن ها نمی دونستن اینه که اگه گرگ های تیرانداز آلبیناریک که توی سرزمین پخش شدن نزدیکش باشن، اون می تونه سوار یکی شون بشه و بجنگه، که این کار یه خاطره کوتاه از بهترین لحظاتش با لوبو رو براش زنده می کنه. این لحظات کوتاه، بخشی از رازهای ناگفته Elden Ring هستند که عمق شخصیت ها را نشان می دهند.

7 رازهای ناگفته نفلی لوکس در Elden Ring

یه تبار طلایی

نفلی لوکس، جنگجویی که به دنبال هویت واقعی خود می گردد، پیوندهای عمیقی با تبار اولین الدن لورد دارد.

نفلی لوکس در Elden Ring و رازهای ناگفته تبار او

حضور مقتدرانه نفلی در نبردها، قدرت خونی او را به رخ می کشد که ریشه در گذشته ای دور و میراث هورا لوکس دارد.

نفلی لوکس (Nepheli Loux) که به عنوان دخترخوانده سر گیدیون معرفی می شه، یه جنگجویه که توسط Tarnished می تونه توی نبردهای مختلف احضار بشه. نفلی که به عنوان یه یتیم بزرگ شده، هیچ ایده ای نداره که از کجا اومده یا پدر و مادرش کی بودن، اما ارتباطش با یکی دیگه از شخصیت های محبوب Elden Ring اونقدر عجیبه که نمی تونه اتفاقی باشه.

دلیلش اینه که گادفری (Godfrey)، اولین همسر ملکه ماریکا، قبل از اینکه اولین Elden Lord بشه، به اسم هورا لوکس (Hoarah Loux) شناخته می شد. بعد از اینکه Tarnished شد و طردش کردن، گادفری هنوز هم یکی از قوی ترین جنگجوهای سرزمین باقی موند و نمی دونم شما چی فکر می کنید، اما این من رو یاد یه NPC قابل احضار خاص می ندازه. با این حال، اینکه نفلی واقعا دختر گادفری هست یا نه هیچ وقت تایید نشده، اما شنیدن اینکه این دو نفر هیچ وقت فرصت ملاقات با هم رو پیدا نکردن، واقعا ناراحت کننده است.

6 اورلیای عروس دریایی

دلتنگ خونه

احضار عروس دریایی در بازی، بیش از یک کمک ساده در مبارزه، روایتگر داستانی از دلتنگی و آرزوی بازگشت به خانه است.

اورلیای عروس دریایی در Elden Ring، نمادی از دلتنگی و رازهای ناگفته

این موجود درخشان، در واقع روحی سرگردان است که به دنبال پیوند دوباره با خواهر گمشده اش در خرابه های باستانی می گردد.

Bandai Namco

هدف Summonها اینه که تجربه Elden Ring رو برات خیلی راحت تر کنن و هر کدوم قابلیت های خاصی دارن که می تونن حتی سخت ترین مبارزات رو به نفع تو عوض کنن. یکی از اولین احضارهایی که می گیری، عروس دریایی هست که به خاطر HP بالاش می تونه کلی ضربه تحمل کنه و آسیب سمی هم بزنه. در حالی که بیشتر بازیکن ها فقط احضارش می کنن و زیاد بهش فکر نمی کنن، خوندن توضیحاتش نشون می ده که اسمش اورلیا (Aurelia) هست.

«این دخترِ عروس دریایی که زود اشکش دم مشکه، دنبال خونه دورش می گرده.»

توی کوئست مخفیش، می تونی اورلیا رو به خونه اش توی Stargazer’s Ruin برگردونی و اینجاست که اون به خواهرش ملحق می شه. خیلی زود می فهمی که خواهر اورلیا بهش قول داده بود وقتی 14 سالش شد، اون رو برای دیدن ستاره ها ببره، اما قبل از اینکه فرصتش پیش بیاد، خواهرش ناپدید شد. احضار اورلیا جلوی خواهرش باعث می شه این دوتا دوباره به هم برسن و دیالوگ های غم انگیزی بینشون رد و بدل بشه، که این رو به یکی از شادترین پایان ها توی Elden Ring تبدیل می کنه. این اتفاق یکی از رازهای ناگفته Elden Ring است که به این داستان تلخ، پایانی شیرین می بخشد.

5 خفاش های آوازخوان

سرودی درباره مادری

خفاش های آوازخوان با نغمه های لاتین و حزن انگیز خود، رازی غم انگیز از حسرت های ابدی را در گوش بازیکنان زمزمه می کنند.

خفاش آوازخوان در Elden Ring و سرودهای غم انگیز، یکی از رازهای ناگفته Elden Ring

این موجودات عجیب، با صدایی که تضادی آشکار با ظاهر ترسناکشان دارد، اتمسفری سنگین و پر از اندوه را در محیط ایجاد می کنند.

Bandai Namco

این موجودات که بهشون خفاش های آوازخوان هم می گن، توی کل Lands Between پخش شدن و بازیکن ها وقتی بهشون نزدیک می شن، صدای آواز دلنشینشون رو می شنون. این آواز به زبون لاتین (یا یه چیزی شبیه به اون) خونده می شه و بازیکن ها وقت گذاشتن تا بفهمن اونا چی می خونن، و نتیجه اش واقعا غم انگیزه.

متن آهنگ نه تنها غمی رو که Lands Between رو فرا گرفته توصیف می کنه، بلکه به طور خاص داستانی از مادری رو می گه و اینکه این گروه هیچ وقت نمی تونن بچه های خودشون رو داشته باشن. با توجه به اینکه خیلی از تم های Elden Ring حول محور مادری می چرخه و خیلی از کسایی که می بینی فرزندان خودِ ماریکا هستن، خفاش های آوازخوان نماینده زن هایی هستن که نمی تونن بچه داشته باشن، که این یه کشف واقعا دردناکه.

4 باکِ خیاط

فرصتی برای رستگاری

باک خیاط، شخصیتی است که به ما یادآوری می کند حتی در دنیایی خشن و بی رحم، مهربانی و امید هنوز زنده است.

باکِ خیاط در Elden Ring، فرصتی برای رستگاری و کشف رازهای ناگفته Elden Ring

این نیمه انسان کوچک با تمام توانش تلاش می کند تا به یاد مادرش، بهترین لباس ها را برای همراهانش آماده کند.

Bandai Namco

باک (Boc) بعد از اینکه از قبیله نیمه انسان خودش طرد می شه، توی Limgrave Tarnished رو صدا می کنه و توضیح می گه که بعد از اخراج شدنش، سعی کرده به خونه اش برگرده اما بعدا زخمی بیرون Coastal Cave پیدا می شه. اون اعتراف می کنه که از ظاهر و کل وجودش متنفره و آرزو داره «دوباره متولد» بشه. خیلی از بازیکن ها نمی دانند که می توانند با دادن یه سوزن خیاطی که توی غار نزدیکی پیدا می شه، به باک کمک کنند.

وقتی سوزن رو می گیره، باک انگیزه تازه ای برای زندگی پیدا می کنه و اعتراف می کنه که می خواد به یاد مادر خدابیامرزش، خیاطِ Tarnished بشه. بعد از این، باک رو می شه پیدا کرد و از توانایی هاش برای بهتر کردن تجهیزات استفاده کرد. ساده بگم، اون پسر خیلی خوبیه و اینکه بهش حس ارزشمند بودن بدی، از کارهای واجب توی بازی است، و کشف این بعد انسانی، از رازهای ناگفته Elden Ring محسوب می شود.

3 مورگات، پادشاه شوم

نفرین شده از بدو تولد

مورگات، پادشاهی که در سایه ها حکومت می کرد، وفاداری بی پایانی به نظمی داشت که از همان ابتدا او را طرد کرده بود.

مورگات، پادشاه شوم در Elden Ring، نفرین شده از بدو تولد و رازهای ناگفته زندگی او

در این تصویر، شکوه غم انگیز پادشاه شوم را می بینیم که علی رغم طرد شدن، تا آخرین لحظه از درخت ابدی محافظت کرد.

مورگات (Morgott) به خاطر اینکه از نژاد Omen بود (نژادی که از بدو تولد طرد می شدن)، از همون موقع تولد زندانی شد. اون و برادر دوقلوش موگ (Mohg) قبل از فرار نهایی شون، سال ها زیر Leyndell حبس بودن. اما چیزی که داستان مورگات رو غم انگیزتر می کنه اینه که با وجود اینکه بدون هیچ تقصیری توسط Golden Order طرد شده بود، باز هم وفادارترین شخص به اون باقی موند و زندگی اش رو وقف محافظت از نمادش یعنی Erdtree کرد.

در نهایت، Tarnished باید برای رسیدن به Erdtree مورگات رو شکست بده، چون درخت اجازه نمی ده مورگات Elden Lord بشه. این یه مبارزه دیگه است که بعد از فهمیدن دوران کودکی و زندگی نفرین شده اش، حس تلخ و شیرینی دارد. دوست داشتن چیزی که هیچ وقت تو رو دوست نخواهد داشت، وضعیتیه که هیچ کس نمی خواد توش باشه.

2 لیچ دراگون فورتیساکس

یه دوست فداکار

فورتیساکس، اژدهای باستانی، نمونه ای بی نظیر از فداکاری برای یک دوست صمیمی حتی در اعماق مرگ است.

لیچ دراگون فورتیساکس در Elden Ring، اژدهای فداکار و رازهای ناگفته دوستی اش با گادوین

اژدهای لیچ دراگون در حالی که نیزه های صاعقه را در دست دارد، در حال مبارزه با آفت مرگی است که دوستش گادوین را تسخیر کرده.

گادوین طلایی بعد از اینکه فورتیساکس (Fortissax) رو شکست داد، به جای زدن ضربه آخر، تصمیم گرفت با اژدها و هم نوعانش دوست بشه و پیوند اونا باعث شد فرقه اژدهای باستان شکل بگیره. با به ارث بردن توانایی های صاعقه فورتیساکس توسط گادوین، این دوتا یه دوستی غیرمنتظره شکل دادن که حتی بعد از مرگ گادوین هم ادامه داشت.

بعد از ترور گادوین، بدنش توسط Death Blight (آفت مرگ) تسخیر شد و همراهش یعنی فورتیساکس، برای مدت طولانی و با تمام وجود جنگید تا این آفت رو دور کنه و حاضر نشد بدن دوستش رو ترک کنه. اما فورتیساکس خودش هم بیش از حد تحت تاثیر این آفت قرار گرفت.

دوستی اژدها و شاهزاده طلایی یکی از عجیب ترین دوستی ها توی Elden Ring هست، اما در عین حال غم انگیزترین دوستی هم هست که ممکنه خیلی راحت از دستش بدی. تلاش برای دور کردن خودِ مرگ از یه دوست، حدی از فداکاریه که هر کسی انجام نمی ده. این دوستی جزو رازهای ناگفته Elden Ring است که شاید بسیاری از آن بی خبر باشند.

1 رازهای ناگفته روستای شمن و ماریکا در Elden Ring

روستای شمن، جایی که ملکه ماریکا اولین نفس های خود را در آن کشید، اکنون به مکانی متروکه و غرق در طلا تبدیل شده است.

روستای شمن در Elden Ring: Shadow of the Erdtree، محل تولد ملکه ماریکا و رازهای ناگفته آن

آرامش ظاهری و طلایی این روستا، پوششی بر رنج های عمیقی است که ساکنان قدیمی اش پیش از تبدیل شدن ماریکا به خدا متحمل شده اند.

Bandai Namco

روستای شمن (Shaman Village) که توی Shadow of the Erdtree DLC پیدا می شه، منطقه ای هست که رسیدن بهش تلاش زیادی می خواد و بعد از فهمیدن تاریخچه اش، دلیلش کاملا مشخص می شه: خودِ ملکه ماریکا می خواست اون رو مخفی نگه داره. این روستا که محل تولد ماریکا بوده، با استفاده از حرکت «O Mother» باز می شه و تاریخچه زیادی داره و باعث می شه با این شخصیت همدردی کنی.

ماریکا روستای مادری اش رو غرق در طلا کرد، در حالی که خوب می دونست دیگه کسی نمونده که شفا پیدا کنه.

دعاش چی بود؟ آرزوش، یا اعترافش؟ دیگه کسی نمونده که جواب بده، و ماریکا دیگه هیچ وقت به خونه برنگشت.

مشخص می شه که بعد از اینکه ماریکا رفت تا به یه خدا تبدیل بشه، بقیه شمن ها توسط Hornsent ها زندانی شدن و مورد آزمایش قرار گرفتند. اما چیزی که این کشف رو خیلی غم انگیزتر می کنه، اینه که ماریکا سال ها بعد، وقتی روستا کاملا متروکه شده بود، به اونجا برگشت. اونجا که بود، یه جادوی شفابخش اجرا کرد که کل زمین رو طلایی کرد، هرچند که دیگه خیلی دیر شده بود. شاید هیچ وقت نفهمیم که اون چی دعا کرد، اما این رو می دونیم که اون دیگه هیچ وقت برنگشت.

در نهایت، دنیای الدن رینگ ثابت می کند که برای درک یک داستان حماسی، نیازی به کلمات مستقیم نیست. هر گوشه از این سرزمین، از اسب کوچک یک ژنرال فاتح گرفته تا آواز حزن انگیز موجوداتی که در تاریکی رها شده اند، داستانی برای گفتن دارد. این جزئیات کوچک هستند که تجربه ای شخصی و فراموش نشدنی را برای هر بازیکن خلق می کنند و باعث می شوند تا مدت ها پس از پایان بازی، ذهنمان درگیر سرنوشت ساکنان Lands Between باقی بماند.

10 Heartbreaking Elden Ring Secrets Nobody Talks About

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: 15/02/2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما