Marvel و DC در طول دوران فعالیتشان، فیلم های ابرقهرمانی بسیار موفقی ساخته اند و شاید بهترین گواه این موضوع، 15 فیلم آن ها باشد که بیش از یک میلیارد دلار در باکس آفیس فروش داشته اند – هرچند که برخی از آن ها مسلما بهتر و محبوب تر از بقیه هستند. اگرچه نتایج باکس آفیس همیشه نشان دهنده کیفیت نیست، اما پرفروش ترین فیلم های ژانر ابرقهرمانی عمدتا شامل بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش این دنیای سینمایی می شوند که در لیست 10 فیلم ابرقهرمانی که باید دید نیز جایگاه ویژه ای دارند.
با جلوه های بصری خیره کننده و صحنه های نبرد دراماتیک فراوان، رقبای برتر باکس آفیس در ژانر ابرقهرمان عموما به دلیل جذابیت گسترده شان منطقی به نظر می رسند. با اینکه تقریبا هر فیلم ابرقهرمانی که به چنین موفقیت مالی دست یافته، به نوعی فیلمی استوار و جذاب است، اما کیفیت برخی از فیلم های این لیست حتی در میان همتایان موفقشان نیز کاملا متمایز است.
Avengers؛ Age Of Ultron
صحنه ای از تقابل ایدئولوژیک و فیزیکی در قسمت دوم انتقام جویان که یکی از تاریک ترین لحظات تیم را رقم می زند.

این تصویر لحظات پرتنشی را نشان می دهد که در آن اولتران به عنوان تهدیدی جدی برای دنیای مارول قد علم می کند.
اینکه بگوییم Avengers: Age of Ultron یک فیلم کاملا بد است، دروغ گفته ایم – اما این فیلم با چندین مشکل اولیه که MCU در آن مقطع از تاریخش با آن ها روبرو بود، به صورت همزمان دست و پنجه نرم می کند. این یعنی فیلم برای مدت ها یکی از آثار ابرقهرمانی بوده که با دید منفی تری به آن نگاه شده است و این شهرت متاسفانه با موفقیت های چشمگیر سایر فیلم های Avengers بیشتر هم شده است.
با این حال، این فیلم محصول سال 2015 – که در آن تیم قهرمانان با اولتران روبرو می شوند، موجودی که Iron Man سعی داشت آن را به عنوان یک نیروی محافظ جهانی بسازد – هنوز هم به نوبه خود فیلمی استوار است و یک نقطه عطف بزرگ برای خط زمانی MCU به حساب می آید؛ به عنوان دومین قسمت از چیزی که حالا با اختلاف زیاد، بزرگترین سری از بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش تمام دوران است.
Aquaman
شکوه قلمرو آتلانتیس و طراحی های خیره کننده زیر آب در نخستین فیلم مستقل آکوامن به خوبی مشهود است.

آرتور کوری در این صحنه با پس زمینه ای از طبیعت وحشی اقیانوس، هویت خود را به عنوان پادشاه دریاها تثبیت می کند.
Aquaman تنها فیلم از خط زمانی DCEU است که توانسته از مرز یک میلیارد دلار در باکس آفیس عبور کند و بخش بزرگی از آنچه منجر به این نتیجه شده، فضای تازه ای است که روایت فانتزی گونه اش از امپراتوری های زیر آب زمین به مخاطب منتقل می کند.
از آنجایی که Aquaman یکی از ابرقهرمانانی بوده که در تاریخ DC به شکلی تراژیک کمتر از حد حقش به او بها داده شده، این شخصیت اقتباس های لایواکشن کمی داشته که واقعا به پیشینه او و دنیای پر از شگفتی و ماجراجویی Atlantis پرداخته باشند.
به همین دلیل، تا حدودی طبیعی است که اولین تلاش بلاک باستری در این زمینه، چنین مبلغ قابل توجهی در باکس آفیس به دست آورد – حتی اگر Aquaman از کلیشه های ابرقهرمانی و فانتزی استفاده کرده باشد که باعث شد برای برخی، اثری کمتر اورجینال به نظر برسد.
Captain Marvel
ورود کارول دنورز به عنوان یکی از قدرتمندترین اعضای دنیای مارول با توانایی های کیهانی بی نظیر.

چهره مصمم کپتن مارول در این تصویر، نویدبخش تغییر توازن قدرت در نبردهای کهکشانی است.
Captain Marvel افتخار بزرگ دیگری برای MCU است، چرا که اولین اقتباس سینمایی لایواکشن بزرگ از این قهرمان به شمار می رود. Captain Marvel همچنین اولین فیلم MCU بود که کاملا حول محور یک ابرقهرمان زن می چرخید و این موضوع باعث شد موفقیت بزرگ فیلم در باکس آفیس و ارتباط قوی داستان آن با مخاطبان، بسیار خوشایندتر باشد.
به عنوان داستان منشا ابرقهرمانی کارول دنورز، Captain Marvel می تواند به بخش های اولیه خط زمانی MCU سرک بکشد – نگاهی جذاب به زندگی نیک فیوری جوان در کنار زندگی خود دنورز ارائه دهد – و همچنین دنیای کهکشانی MCU را با به تصویر کشیدن نژادهای کری و اسکرال ها گسترش دهد؛ این یعنی فیلم در کنار توسعه شخصیت اصلی و داستانش، تعادل خوبی بین بخش های مختلف برقرار کرده است.
The Dark Knight Rises
بروس وین در آخرین فصل از سه گانه حماسی کریستوفر نولان با چالش های فیزیکی و روحی سختی روبرو می شود.

بتمن در حالی که با میراث خود دست و پنجه نرم می کند، در تلاش است تا گاتهام را از سقوط نهایی توسط بین نجات دهد.
The Dark Knight Rises ضعیف ترین قسمت در سه گانه The Dark Knight است، اما حتی این حرف هم در واقع یک تعریف محسوب می شود، چرا که دو فیلم دیگر این مجموعه کیفیت بسیار بالایی دارند.
اگرچه تصویرسازی The Dark Knight Rises از شخصیت بین همچنان بحث برانگیز است، اما فیلم موفق می شود به عنوان یک حسن ختام برای این سه گانه نمادین بتمن عمل کند و پایانی تا حد زیادی رضایت بخش برای کل داستان ارائه دهد – که این خود به تنهایی تحسین برانگیز است، زیرا پایان بندی مجموعه های محبوب معمولا دشوارترین و پیچیده ترین بخش برای درست از آب درآوردن است.
در The Dark Knight Rises، بروس وین نه تنها با بین، بلکه با مفهوم بتمن و میراث دوران مبارزه با جنایتش روبرو می شود. به همین دلیل، این فیلم هم یک اثر اکشن لذت بخش است که سبک کارگردانی دقیق و شگفت انگیز کریستوفر نولان را به نمایش می گذارد و هم نامه ای عاشقانه به ایده بتمن و معنای قهرمان بودن است که این اثر را در جمع بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش قرار می دهد و در چندین سطح می توان از آن لذت برد.
Iron Man 3
تونی استارک و چالش های تکنولوژیکی و شخصی او پس از وقایع سنگین نبرد نیویورک در این قسمت بررسی می شود.

ایستادن استارک در کنار زره هایش نمادی از نبوغ و در عین حال آسیب پذیری های روانی او در این قسمت است.
موفقیت سومین قسمت Iron Man گواهی بر مجموعه ای است که استارت MCU را زد و نشان داد که چگونه تونی استارک را از یک ابرقهرمان نسبتا شناخته شده برای اهالی کمیک، به یکی از مشهورترین چهره های این ژانر تبدیل کرد.
اگرچه Iron Man 3 یک فیلم بی نقص نیست – مخصوصا از آنجایی که پرده نهایی بزرگ آن، جایی که تونی تصمیم می گیرد کلکسیون لباس هایش را نابود کند، به نظر نمی رسد واقعا روی او در فصل های بعدی MCU تاثیر گذاشته باشد – اما بسیاری از چیزهایی را که مردم در مورد این سری، خود Iron Man و به طور کلی MCU دوست داشتند، منعکس می کند؛ موضوعی که به آن جذابیتی فوق العاده می دهد و بدون شک نقش کلیدی در نتیجه درخشانش در باکس آفیس داشته است.
Deadpool & Wolverine
همکاری غیرمنتظره و پرآشوب دو شخصیت محبوب دنیای کمیک که طرفداران سال ها منتظرش بودند.

مبارزه ددپول و ولورین در فضایی انتزاعی، یکی از جذاب ترین و خونین ترین سکانس های اکشن سال های اخیر را رقم می زند.
به عنوان یکی از جدیدترین بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش که با فروش 1.3 میلیارد دلاری مرز یک میلیارد دلار باکس آفیس را شکسته، Deadpool & Wolverine نمونه ای جذاب از کاری است که یک فیلم ابرقهرمانی مدرن باید انجام دهد تا در عصری که این ژانر با چالش های بیشتری برای رسیدن به چنین ارقامی روبروست، به این موفقیت های مالی دست یابد.
در نهایت، موفقیت Deadpool & Wolverine بازتاب دهنده جذابیت چندلایه اش است. برای کسانی که صرفا به دنبال هیجان با رده سنی بزرگسال – از نظر شوخی ها و صحنه های خشن – هستند، Deadpool & Wolverine قطعا این نیاز را برآورده می کند و به وعده هایی که فیلم های قبلی Deadpool به طور غیررسمی برای قسمت سوم داده بودند عمل می کند، در حالی که دوز مناسبی از احساس را هم در داستان نگه می دارد تا همه چیز متعادل باشد.
با این حال، برای کسانی که می خواهند یک ماجراجویی چندجهانی را ببینند که از پتانسیل Multiverse Saga در MCU به کامل ترین شکل استفاده می کند، Deadpool & Wolverine باز هم عالی عمل می کند و به مخاطبان اجازه می دهد تا بار دیگر با تعدادی از شخصیت های محبوب X-Men شرکت Fox دیدار کنند – و به هیو جکمن این امکان را می دهد تا به عنوان واریانتی از ولورین ظاهر شود، به شکلی که وقایع فیلم Logan را کاملا زیر سوال نبرد.
Spider-Man؛ Far From Home
پیتر پارکر در سفری اروپایی که با تهدیدات جدید و توهمات مستریو همراه می شود، به بلوغ می رسد.

وضعیت آشفته اسپایدرمن در این تصویر، فشار سنگین مسئولیت های او پس از وقایع پایان بازی را به خوبی منتقل می کند.
چندین فیلم Spider-Man پیش از فیلم Spider-Man: Far From Home در سال 2019 به آستانه یک میلیارد دلار نزدیک شده بودند – از جمله Spider-Man 3 که در سال 2007 به فروش نزدیک به 900 میلیون دلار رسید. با این حال، دلایل زیادی وجود دارد که چرا Far From Home اولین فیلمی بود که این افتخار را برای پیتر پارکر به ارمغان آورد و فقط یکی از آن ها این است که Spider-Man: Homecoming مسیر را برای دنباله اش به خوبی هموار کرده بود.
Spider-Man: Far From Home از این جهت بلافاصله جذاب می شود که زمانش کمی بعد از Avengers: Endgame است و بنابراین مستقیما به این موضوع می پردازد که مرگ Iron Man برای Spider-Man چه معنایی دارد؛ آن هم بعد از اینکه MCU سال ها صرف تثبیت رابطه مربی و شاگردی بین تونی استارک و پیتر پارکر کرده بود.
نتیجه دو جنبه دارد: یکی اینکه می بینیم Spider-Man مدت کوتاهی پس از ایجاد یک رابطه عمیق با Iron Man، با چالش تنها ادامه دادن روبرو می شود، و دیگر اینکه اکشن و تنش در کل Far From Home به طور طبیعی بالا می رود، زیرا مشخص است که پیتر بدون آن چتر حمایتی و راهنمایی که قبلا برای محافظت و کمک داشت، با تهدیدها و ترس های جدیدی روبرو شده است.
Joker
واکاوی روانشناختی آرتور فلک در خیابان های تاریک و بی رحم گاتهام، تجربه ای متفاوت از دنیای دی سی ارائه می دهد.

خنده های تلخ و ماسک دلقک، تولد یکی از نمادین ترین شرورهای تاریخ سینما را در این اثر مستقل نشان می دهد.
یکی از چهار فیلم DC که در تاریخ این فرنچایز بیش از یک میلیارد دلار فروش داشته، Joker است که به ویژه از این جهت جالب است که در مقایسه با اکثر فیلم های ابرقهرمانی دیگری که این مقدار پول درآورده اند، یک استثنا محسوب می شود. اول و شاید مهم تر از همه، Joker از نظر فنی یک فیلم «ابرشرور-محور» است تا یک فیلم ابرقهرمانی، چرا که نوعی داستان منشا برای شخصیت ملقب به «شاهزاده دلقک جنایت» است.
با تلاش برای ارائه برداشتی تاریک تر و جدی تر از این شخصیت و به طور کلی از دنیای DC، لحن و داستان Joker که شبیه به فیلم Taxi Driver است، باعث شد تا خیل عظیمی از افرادی که معمولا با ژانر ابرقهرمانی ارتباط برقرار نمی کنند، به این فیلم شانس بدهند و آن را به یکی از بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش غیرمتعارف تبدیل کنند.
با نقدهای درخشان Joker که موفقیت های بیشتری را در سینماها رقم زد، این فیلم محصول 2019 به سرعت به یکی از بزرگترین نتایج باکس آفیس DC در تاریخ تبدیل شد. Joker همچنین به نظر می رسد راه را برای فیلم های ابرقهرمانی بیشتری با رده سنی بزرگسال (R) در آینده باز کرده است، چیزی که به نظر می رسد DCU با آثاری مثل فیلم آینده Clayface قصد دارد بیشتر روی آن سرمایه گذاری کند.
Black Panther
پادشاه تی چالا و دفاع از میراث پیشرفته واکاندا در برابری تهدیدی که از گذشته او سرچشمه می گیرد.

پلنگ سیاه با آمادگی کامل برای نبرد، قدرت و شکوه فرهنگ واکاندا را در قالب یک ابرقهرمان مدرن به تصویر می کشد.
علیرغم اینکه Black Panther از دهه 1960 وجود داشته است، بخش لایواکشن این فرنچایز برای دهه ها کار چندانی با این شخصیت یا دنیای Wakanda انجام نداد. همه این ها با فیلم Black Panther تغییر کرد، که به سرعت ثابت کرد چه فرصت هایی با نپرداختن به این شخصیت و پیشینه اش از دست رفته بود.
با این حال، اقتباس داستان تی چالا در سال 2018 به چادویک بوزمن اجازه داد تا این نقش را بر عهده بگیرد و به این قهرمان شخصیتی سه بعدی ببخشد که هنوز هم در ذهن طرفداران ماندگار است؛ این یعنی انتظار برای این اثر پرفروش 1.3 میلیارد دلاری، یکی از بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش، که در نهایت ظاهر شد، کاملا ارزشش را داشت.
در حالی که Black Panther از نظر فرهنگی به عنوان اولین فیلم MCU با یک کارگردان سیاهپوست و کادر بازیگران عمدتا سیاهپوست اهمیت زیادی دارد، اما همچنین نمونه ای عالی از این است که چگونه فیلم های منشا ابرقهرمانی می توانند آثار مستقل و درخشانی باشند که همچنان سهم بزرگی در فضای گسترده تر یک فرنچایز دارند و جایگاه خود را به عنوان یکی از مهم ترین فیلم های ابرقهرمانی تمام دوران تثبیت می کنند.
The Avengers؛ یکی از بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش
نخستین تجمع تاریخی قهرمانان بزرگ برای نجات زمین که استانداردهای جدیدی برای فیلم های تیمی تعریف کرد.

ایستادن انتقام جویان در کنار یکدیگر، لحظه ای بود که مسیر دنیای سینمایی مارول را برای همیشه تغییر داد.
تعداد کمی فیلم ابرقهرمانی وجود دارند که به اندازه The Avengers پس از اولین اکرانش در سال 2012 تغییردهنده بازی بوده باشند – و تعداد کمی هم هستند که تاثیری به این وضوح و ماندگاری برای بیش از یک دهه بر ژانر ابرقهرمانی گذاشته باشند.
The Avengers یکی از مهم ترین تیم های ابرقهرمانی Marvel را به شکلی باشکوه به پرده نقره ای آورد و به عنوان فیلمی استوار عمل کرد که علاوه بر آن، گواهی بر پتانسیل داستان های سینمایی کراس اور گسترده Marvel بود.
The Avengers همچنین به عنوان اولین فیلمی که شاهد گرد هم آمدن این تیم هستیم، درام طبیعی و خاصی دارد؛ چرا که اعضای گروه در اولین تجربه خود با اکراه زیادی با هم متحد می شوند – و همین موضوع زمینه را برای توسعه شخصیت ها و ایجاد پیوندهای مهم به شکلی فراهم کرد که فیلم های بعدی سعی کردند از آن الگوبرداری کنند، اما مسلما هیچ کدام نتوانستند به آن اندازه تاثیرگذار باشند.
Spider-Man؛ No Way Home
اوج هیجان در داستان چندجهانی پیتر پارکر که نسل های مختلف طرفداران را به هم پیوند داد.

چهره خسته و زخمی تام هالند در این صحنه، عمق فداکاری هایی را که یک ابرقهرمان برای اصلاح اشتباهاتش انجام می دهد، نشان می دهد.
پس از سال ها تردید در مورد اینکه آیا MCU می تواند مفهوم چندجهانی (مولتی ورس) را به شکلی پیاده کند که واقعا مخاطبان را مجذوب خود کند، Spider-Man: No Way Home این مفهوم را به شکلی اجرا کرد که شاید دیگر هرگز در دنیای ابرقهرمانی لایواکشن تکرار نشود.
با بهره گیری از دهه ها فیلم های محبوب Spider-Man، فیلم No Way Home بازیگران قبلی اسپایدرمن یعنی اندرو گارفیلد و توبی مگوایر را در کنار مجموعه ای از بهترین ویلن های فیلم هایشان بازگرداند تا روایتی را رقم بزند که به عنوان فصل بعدی داستان های همه آن ها عمل کرد و آرزوهای نسل های مختلف طرفداران Spider-Man را به واقعیت تبدیل کرد و جایگاه خود را به عنوان یکی از بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش تثبیت کرد.
Spider-Man: No Way Home تعادلی بین تبدیل شدن به یکی از سرگرم کننده ترین و فانتزی ترین فیلم های Spider-Man تمام دوران و همچنین انتقال بار سنگین مسئولیت های اسپایدرمن بودن برقرار می کند – به ویژه از آنجایی که قهرمان اصلی آن با بزرگترین چالش های زندگی اش در این فیلم روبرو می شود و داستان با یک شروع جدید، هرچند کمی دردناک، برای تارزن محبوب Marvel به پایان می رسد.
Captain America؛ Civil War
شکاف عمیق بین یاران قدیمی در جبهه انتقام جویان که منجر به نبردی سهمگین در فرودگاه می شود.

تقابل مستقیم آیرون من و کپتن آمریکا، یکی از دراماتیک ترین لحظات کل این لیست را خلق کرده است.
Captain America: Civil War افزوده جالبی به لیست MCU است، از این جهت که از برخی جهات، از نظر فنی به دیگر فیلم های سری Avengers بسیار نزدیک تر است تا اینکه یک قسمت معمولی از سری Captain America باشد.
تضاد در سطح کل دنیای مارول درباره نحوه مدیریت مسئولیت های قهرمانی – و اینکه دولت های جهان تا چه حد باید بتوانند ابرقهرمانان را کنترل کنند – موضوعی بسیار جذاب است که برای تک تک شخصیت های MCU اهمیت دارد؛ این فیلم کمیک Civil War مارول را با ظرافت نسبی اقتباس می کند، آن هم با وجود اینکه مجبور بود وقایع و رویکرد منبع اصلی را به کلی بازنویسی کند.
با یک ایده منحصر به فرد که مستقیما بر درگیری های داخلی جامعه قهرمانان تمرکز دارد تا ویلن واقعی فیلم، Captain America: Civil War به دلایل خوبی یکی از بزرگترین و بهترین فیلم های ابرقهرمانی پرفروش تمام دوران باقی مانده است.
Avengers؛ Infinity War
نبرد نهایی در دشت های واکاندا برای جلوگیری از نابودی نیمی از کل جهان به دست تانوس.

اتحاد تمام عیار قهرمانان در برابر ارتش بی پایان تانوس، مقیاس بی سابقه این فیلم حماسی را به نمایش می گذارد.
Avengers: Infinity War یکی از مثال های طلایی از پتانسیل ژانر ابرقهرمانی است – و در واقع به مجموعه ای از موفقیت ها دست یافت که مردم فکر می کردند در زمینه اقتباس داستان های کمیک روی پرده بزرگ غیرممکن است، که این دستاورد برای همیشه تحسین برانگیز خواهد ماند.
Infinity War از بسیاری جهات مقیاس فیلم های ابرقهرمانی را بازتعریف کرد و موفق شد یک داستان کراس اور واقعا گسترده را اجرا کند که در آن با وجود محدودیت های زمانی و داستانی، اکثر بازیگران نقش های مهمی ایفا کردند.
اگرچه دنباله آن معمولا به عنوان بهترین فیلم MCU شناخته می شود، اما Avengers: Infinity War سنگ بنای بسیاری از بزرگترین خطوط داستانی و بهترین لحظات این فرنچایز است که – در کنار پایان غافلگیرکننده و شوکه کننده اش که در آن زمان بی سابقه بود – نشان می دهد چرا چنین موفقیت عظیمی در باکس آفیس به دست آورد.
Avengers؛ Endgame
پایان یک دوران حماسی و فداکاری بزرگ برای بازگرداندن امید به تمام موجودات عالم.

لبخند تونی استارک در کنار کریس ایوانز، پیوند عمیق رفاقتی را که در طول سال ها شکل گرفته بود، در آخرین نبرد یادآوری می کند.
با فروش 2.7 میلیارد دلاری در باکس آفیس و تاثیر فرهنگی عظیم، Avengers: Endgame ستونی محکم برای ژانر ابرقهرمانی است و به جایگاهی دست یافته که شاید هیچ فیلم ابرقهرمانی دیگری هرگز به آن نرسد. در واقع، تنها مشکل واقعی MCU با Avengers: Endgame این بود که آنقدر خوب بود که برای بسیاری از طرفداران به عنوان یک پایان رضایت بخش برای کل فرنچایز عمل کرد، که این موضوع چالش هایی را برای قسمت های جدیدتر ایجاد کرده است.
Avengers: Endgame برای درک تاثیر کامل داستانش به پیش نیازهای زیادی (دیدن فیلم های قبلی) نیاز دارد، اما انجام این کار منجر به تجربه ای می شود که شبیه به هیچ چیز دیگری نیست؛ چرا که فیلم واقعا بر پایه هر آنچه پیش از آن آمده بنا شده است و تلاش زیادی می کند تا ادای احترامی شایسته به تمام قسمت هایی باشد که در کسب دومین رکورد فروش بزرگ تاریخ سینما نقش داشتند.
The Dark Knight
هنرنمایی ماندگار هیت لجر در نقش جوکر که استانداردهای جدیدی برای آنتاگونیست ها در سینما تعریف کرد.

این تصویر یادآور آشوبی است که جوکر در گاتهام به پا کرد و باعث شد این فیلم به یکی از تحسین شده ترین آثار ابرقهرمانی تاریخ تبدیل شود.
از زمان اکران Endgame بحث های زیادی در مورد اینکه آیا Avengers: Endgame یا The Dark Knight فیلم بهتری است وجود داشته؛ فیلمی که با نتایج مالی اش رکوردهای باکس آفیس را جابجا کرد. اگرچه این موضوع تا حدودی سلیقه ای است، اما می توان گفت که Avengers: Endgame بازتاب بهتری از پتانسیل یک دنیای سینمایی و فیلم ابرقهرمانی است، در حالی که The Dark Knight فیلم مستقل بهتری است.
The Dark Knight به عنوان فیلمی که موفق می شود در عین حفظ المان های فانتزی و بزرگ داستان بتمن – مانند ابزارک های مختلف او و داشتن یک دلقک شرور به عنوان دشمن – کاملا واقع گرایانه به نظر برسد، فوق العاده است. این فیلم اتمسفر جدی یک فیلم اکشن را حفظ می کند که فقط گاهی با یک شوخی کوتاه، لحظه ای تلطیف می شود.
با احیای میراث سینمایی بتمن پس از استقبال نه چندان خوب از Batman & Robin و Batman Forever ، فیلم The Dark Knight یکی از بهترین مثال ها از این است که چگونه یک فیلم ابرقهرمانی می تواند منبع کمیک خود را اقتباس کند و در عین حال مسیر متمایز و خاص خود را بسازد.
این فیلمی است که هم عاشقان فیلم های ابرقهرمانی و هم کسانی که شاید اصلا به این ژانر علاقه نداشته باشند، می توانند از آن لذت ببرند، که به لطف کیفیت ساخت بالای آن، جذابیتی جهانی به آن بخشیده است.
موفقیت های مالی عظیم این فیلم ها ثابت می کند که ژانر ابرقهرمانی پتانسیل بالایی برای جذب توده های مردم دارد. فرقی نمی کند که طرفدار دنیای تاریک دی سی باشید یا روایت های حماسی مارول، این آثار با ترکیب اکشن، احساس و تکنولوژی های روز سینما، تجربه ای فراموش نشدنی را برای بینندگان رقم زده اند و همچنان به عنوان معیاری برای سنجش موفقیت در هالیوود شناخته می شوند.
All 15 Superhero Movies That Made $1B+, Ranked By How Good They Are