خانه فیلم‌ها نقد فیلم Primate؛ یک اثر هیولایی سرگرم کننده، احمقانه و بسیار خونین
نقد فیلم Primate؛ یک اثر هیولایی سرگرم کننده، احمقانه و بسیار خونین

نقد فیلم Primate؛ یک اثر هیولایی سرگرم کننده، احمقانه و بسیار خونین

دسته بندی : فیلم‌ها

در این مقاله:

نقد فیلم Primate نشان دهنده تلاشی موفق برای زنده کردن زیرژانر هیولاهای مرگبار در سینمای وحشت مدرن است که با تکیه بر تعلیق و خشونت عریان، تجربه ای سرگرم کننده و دلهره آور را برای مخاطبان فراهم می کند.

فیلم Primate یه بازگشت واقعی به گذشته ست. یه اثر هیولایی تمام عیار، شبیه به هیجانی که در اخبار دنباله جدید هیولایی سینما شاهد هستیم، از همون قماش مضحکی که قبلا فیلم های Deep Blue Sea یا شاید مرتبط تر از اون، Cujo رو به وجود آورده بود؛ اثر استثماری و پر از خون و خون ریزی یوهانس رابرتس، تا جایی که راه داشته بزرگ و احمقانه ساخته شده. این نقد فیلم Primate نشان می دهد که دقیقا همون چیزیه که باید باشه: پرتعلیق، سرگرم کننده و کاملا باورنکردنی. با کلی تعریف و تمجید، به سینمای وحشت استودیویی ماه ژانویه خوش اومدید.

اگه تریلرها رو دیدید، می دونید باید منتظر چی باشید. اما این اصلا چیز بدی نیست. غافلگیر شدن تو سینما خوبه، اما وقتی موضوع فیلم درباره یه میمون هار و آدم کشه، آدم فقط می خواد یه مشت بچه پولدار بی مغز رو ببینه که احمقانه رفتار می کنن و از فواره های خونی که موقع کنده شدن سرشون به هوا می پره، لذت ببره. این جنبه ایست که در نقد فیلم Primate بارها به آن اشاره شده است. تو چند تا صحنه، یکی تو سینمایی که من فیلم رو دیدم، در حالی که با اشتیاق داشت کشت وکشتار این نخست سان رو تشویق می کرد داد زد: «بگیرشون بن!» خلاصه که فیلم اینطوریه؛ یه کلوزیوم سینمایی از وحشت.

نقد فیلم Primate؛ بررسی استفاده از ویژگی های فیلم های رده ب (B-Movie)

داستان فیلم، تا اونجایی که اصلا اهمیت داره، دور محور لوسی (جانی سکویا) می چرخه؛ یه دانشجوی کالج که بعد از مدت ها دوری به خونه ش تو هاوایی برمی گرده. مادرش بر اثر سرطان فوت کرده و خواهر کوچیکترش، ارین (جیا هانتر) رو با پدر نخستی شناس و معتاد به کارشون، آدام (تروی کاتسر، بازیگر فیلم CODA)، تنها گذاشته.

همراه لوسی، بهترین دوستش کیتی (ویکتوریا ویانت)، برادر کیتی یعنی نیک (بنجامین چنگ) و دوستشون هانا (جسیکا الکساندر) هستن؛ کسی که لوسی به دلایلی که هیچ وقت درست توضیح داده نمی شه، ازش متنفره. با تمام احترامی که برای بازیگرهای خوب این فیلم قائلم، برای هیچ کدومشون ویژگی شخصیتی خاصی نوشته نشده. کم وبیش فقط یه بازیه برای اینکه بفهمیم کی از اون یکی شیطون تره.

اوه، و بعد بن رو داریم، حیوان خانگی نخستی سان و فوق العاده پیشرفته شون که میگل هرناندو تورس اومبا، مدیر حرکات تئاتر، با یه لباس مخصوص خیلی متقاعدکننده نقشش رو بازی می کنه و بدون شک ستاره فیلم زیر اون گریم سنگینه.

اگه پلک بزنید، ممکنه تو تیتراژ ابتدایی متوجه نشید، اما انگار اشاره به اینه که مادرِ خدابیامرز لوسی به بن آموزش داده تا در سطحی که قبلا حتی برای شامپانزه ها هم شنیده نشده بود، ارتباط برقرار کنه. این جنبه ای مهم در نقد فیلم Primate است. چون آدام ناشنواست، خانواده بیشتر با زبان اشاره صحبت می کنن که به نظر می رسه بن خیلی خوب اون رو می فهمه؛ تازه، یه آی پد هم داره که کلمات و عبارات از پیش ضبط شده توش هست و ازشون استفاده می کنه تا به لوسی بگه از دیدنش تو خونه خوشحاله و دلش براش تنگ شده بود.

سکانس افتتاحیه فیلم یه صحنه مرگ وحشیانه و خشونت آمیزه، قبل از اینکه رابرتس و همکار نویسنده ش ارنست ریرا، فلش بک بزنن به 36 ساعت قبل. بعد از اون, فیلم خیلی عادی پیش می ره، با این تفاوت که ما می دونیم بن توانایی انجام چه کارهایی رو داره، و به خاطر همین پرده اول فیلم یه تعلیق عصبی کننده و ملموس زیرپوستِ صحنه های مست کردن بیست وچند ساله ها و شنا کردنشون تو یه استخر معرکه لبه پرتگاه داره. این یه انتخاب تدوین ساده ست که مسیر نقد فیلم Primate را به سمت هیجان هموار می کنه.

اون آرامش نسبی وقتی به هم می خوره که آدام یه خدنگ تکه تکه شده رو داخل محوطه بن پیدا می کنه و تصمیم می گیره اون رو تو قفس حبس کنه تا بفهمن که آیا به چیزی مبتلا شده یا نه. اما، همونطور که قبلا تو دیالوگ های توضیحیِ نه چندان ظریف گفته شده بود، آدام باید بره. یه استودیو فیلمسازی علاقه منده که حق امتیاز کتابش رو بخره و اون تو شهر یه مراسم امضا داره، پس می ذاره می ره؛ با اینکه دخترش تازه برگشته خونه و با اینکه ممکنه میمونش هاری داشته باشه. این اولین لحظه از خیلی لحظاتیه که منطق رو زیر پا می ذاره و در نقد فیلم Primate به آن اشاره می شود؛ رابرتس و ریرا شانسشون رو امتحان می کنن، همین جریان بی پایان انتخاب های احمقانه ایه که شخصیت هاشون می گیرن.

خلاصه بگم: بن واقعا هاری داره و خیلی راحت از قفسش فرار می کنه و می افته تو مسیر جنگ تا جایی که می تونه خون بریزه. اول، پای ارین رو بدجوری گاز می گیره، برای همین بچه ها خودشون رو داخل استخر حبس می کنن، چون بن نمی تونه شنا کنه. از اونجا به بعد، نقد فیلم Primate تبدیل می شه به یه بازیِ «کی جرات داره؟» که توش هر شخصیت شانسش رو برای رسیدن به یه موبایل و زنگ زدن به 911 امتحان می کنه، که اکثرشون هم به شکلی تماشایی شکست می خورن.

نه اینکه لازم باشه این رو بخونید تا بفهمید درسته، اما فیلمسازها واقعا مرزهای احتمالِ یه بیماری عفونی تو یه نخستی سان رو جابجا کردن. پرخاشگری وحشیانه بن یه طرف، اما یه جورایی عجیبه که اون ظاهرا باهوش تر هم می شه و مثل مایکل مایرز تو محوطه این عمارت پرسه می زنه.

صحبت از اون شد، وقتی فیلم تو اوج خودشه، آدم رو به یاد کارهای اولیه جان کارپنتر می ندازه که خیلی هم لذت بخش هست. موسیقی متن سینتی سایزر آدریان جانستون یادآور آثار موسیقایی اون استاد بزرگ هست و رابرتس چندین نمای POV (نقطه دید) ترسناک از میمون در حال شکار بهمون می ده. در نقد فیلم Primate می بینیم که وقتی خوب عمل می کنه، شبیه یه فیلم تهاجم به خانه و اسلشر هست که یه میمون، قاتل ضداجتماعی اون محسوب می شه. و باید به اعتبار رابرتس بگم که تعداد کشته ها رو در سطح حداقلی اما وحشیانه نگه داشته؛ وقتی هم که کسی کشته می شه، خیلی تماشایی اتفاق می افته.

لذت بردن از Primate بستگی به این داره که تا کجا بخواید ناباوری تون رو کنار بگذارید. بله، این یه شامپانزه باهوشه، اما چطور به شکلی از شکنجه های سادیستی یا مسخره کردن هم آگاهه؟ عجیبه که فیلم احتمالا به اندازه کافی حیوان گونه نیست. در نقد فیلم Primate می بینیم که وقتی بیشترین کیف رو می ده که بن یه ماشین کشتار در حال فروپاشی سریعه، و وقتی که سعی می کنه این ایده رو بفروشه که این موجود انگیزه های انسانی برای انتقام داره، جذابیتش کمتر می شه. اما در کل، هر چی عامه پسندتر و احمقانه تر می شه، Primate دلیل خوبی برای رفتن به سینما تو ماه ژانویه به آدم می ده. و واقعا هم حسابی عامه پسند و احمقانه می شه.

این فیلم با استفاده از المان های سینمای وحشت کلاسیک و ترکیب آن با یک آنتاگونیست حیوانی، موفق می شود اتمسفری پر از استرس ایجاد کند. اگرچه داستان با انتخاب های احمقانه شخصیت ها پیش می رود، اما دقیقا همین ویژگی باعث می شود که تماشاگر برای دیدن سرنوشت آن ها در چنگال «بن» کنجکاو باقی بماند و از هیجان یک اثر رده ب لذت ببرد.

Primate Review: Murder Monkey Movie Fun. Murder Monkey Movie Big and Stupid. Murder Monkey Movie Bloody Good Time.

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: 08/01/2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما