بررسی و نقد قسمت آخر Stranger Things 5 نشان می دهد که این سریال چگونه تلاش کرده تا داستانی پر از تعلیق را به سرانجام برساند.
حواستون باشه: این مقاله کلی اسپویل از قسمت آخر سریال Stranger Things یعنی «The Rightside Up» داره.
روی قسمت های فینال همیشه فشار زیادی هست که همه چیز رو درست پیش ببرن. ممکنه شما چندین فصل عالی از یه سریال تلویزیونی داشته باشید، با اپیزودهایی که جزو بهترین ساعت های ساخته شده تا به حال باشن، اما اگه اون پایان بندی رو خراب کنید، مردم تا ابد سرش بحث می کنن. چه یه تصمیم عجیب وغریب درباره اینکه کی پادشاه Westeros بشه باشه، چه سوالاتی درباره اینکه آیا اونا تمام مدت مرده بودن یا نه (که نبودن)، یه پایان بد می تونه کاملا تاثیر طولانی مدت یه سریال رو از بین ببره.
نکات سریع
تاریخ انتشار: 10 دی
موجود در: Netflix
سازندگان: Matt و Ross Duffer
تعداد اپیزودهای نقد شده: 1 از 1
خب، حالا در مورد Stranger Things چطور؟ با توجه به فصل آخر که همین حالا هم نظرات متفاوتی دربارش هست، و تاخیری که باعث شد چند سال کوتاه مدرسه به یه دهه در دنیای واقعی تبدیل بشه، و انتظارات طرفدارها که با تئوری های عجیب وغریب آنلاین درباره قسمت های مخفی و صحنه های حذف شده به اوج رسیده… خب، هیچ راهی نبود که «The Rightside Up» بتونه همه رو راضی کنه. در واقع، با توجه به زمان بیش از دو ساعته این اپیزود و موضوع نقد قسمت آخر Stranger Things 5، به نظر می رسه سعی کرده تمام نت های ممکن رو برای خوشحال کردن همه بنوازه و هم بدترین و هم بهترین جنبه های هاکینز رو نشون بده.
شاید این ترتیب گفتنش یکم عجیب باشه، اما یک ساعت و اندی اولِ قسمت فینال در نقد قسمت آخر Stranger Things 5، یه آشفتگی با فیلم برداری ضعیفه که اکثرا بیش از حد جدیه و شخصیت های ما رو به قهرمان های اکشنی تبدیل می کنه که با اون بچه های هاکینزی که می شناسیم و دوستشون داریم، خیلی فاصله دارن. یه جایی در اواسط داستان هست که بیشتر اعضای گروه خودشون رو در فضا و توی یه سیاره دیگه پیدا می کنن، اونم بعد از سفر از طریق دنیای وارونه (Upside Down) که معلوم میشه یه کرم چاله بین زمین و جاییه که بهش می گن Abyss (خلا)، و بهترین واکنشی که می تونن نشون بدن یه تیکه انداختن به نیل آرمسترانگ هست.
بله، طبیعیه که شخصیت ها با تجربه بشن، و اینکه همیشه عقب تر از اتفاقات باشن هم جذاب نیست. اما تماشای صحنه هایی که مایک (فین ولفهارد)، که تا حالا هرگز توی دنیای وارونه نبوده، خیلی بی تفاوت به کل ماجرا واکنش نشون میده، نشون دهنده اینه که چقدر از شروع ساده و فروتنی سریال فاصله گرفتیم.
نقد قسمت آخر Stranger Things 5؛ به سوی Abyss
در اوج درگیری های این اپیزود، تقابلی نفس گیر بین خیر و شر شکل می گیرد که سرنوشت کل جهان را تعیین می کند.

تصویر بالا رویارویی نهایی در اعماق Abyss را نشان می دهد که یکی از کلیدی ترین لحظات داستانی این فصل محسوب می شود.
(منبع تصویر: Netflix)
اگه بخوایم یه قدم به عقب برگردیم و کمی درباره داستان بگیم: در نقد قسمت آخر Stranger Things 5، همه به دنیای وارونه و/یا Abyss می رن تا جلوی وکنا/هنری کریل (جیمی کمبل باور) رو بگیرن که قصد داره Abyss رو به زمین بکوبه و زمین رو به زمین بازی دموگورگن ها تبدیل کنه. اونا موفق می شن، وکنا رو می کشن، دنیای وارونه رو نابود می کنن و در این بین، الون (میلی بابی براون) احتمالا می میره؛ و بعد 40 دقیقه آخر اپیزود به جمع بندی ماجرا اختصاص داره تا بفهمیم 18 ماه بعد چه اتفاقی برای بیشتر شخصیت ها افتاده.
ساختار قسمت آخر طوریه که انگار یه مقدمه چینی طولانیه که هیچ وقت به هدف نمی خوره، و بعدش یه پیاده روی کند به سمت رختکن، درست به موقع برای دست دادن با تیم حریف. البته در این نقد قسمت آخر Stranger Things 5، باید بگوییم که توی یک ساعت و اندی اول، چیزهای خوبی هم وجود داره. جیمی کمبل باور یه شرور قابل همدردی می سازه، مخصوصا وقتی پیش زمینه کامل هنری رو می فهمیم و اینکه چطور کنترل کاملی روی سرنوشتش نداره؛ داستانی که انگار مستقیما از Return of the Jedi برداشته شده.
و تماشای اون در حال تعقیب گروهی از بچه ها، در حالی که هالی (نل فیشر)، کوچکترین بچه خانواده ویلر، برای مبارزه قد علم می کنه، جرقه ای از اون داستان اصلیِ «بچه ها علیه هیولاها» داره که بقیه قسمت فینال فاقد اون هست. به همین ترتیب، سفری در ذهن الون و بعد هنری، جلوه های بصری جالبی داره؛ از اون فضای سیاه و خیس نمادین گرفته تا صحنه ای در یک نمایش کابوس وار که هنری در دوران دبیرستان در اون بازی کرده بود.
نقد قسمت آخر Stranger Things 5؛ ما می توانیم قهرمان باشیم
پیوندهای خانوادگی و عاطفی همواره قلب تپنده این سریال بوده اند و در این قسمت به اوج خود می رسند.

در این صحنه، جویس بایرز و ویل را در لحظاتی سخت مشاهده می کنیم که نشان دهنده بار سنگین تجربیات گذشته بر دوش آن هاست.
(منبع تصویر: Netflix)
اما بقیه نبرد در فضایی غیرواقعی (Uncanny Valley) اتفاق می افته که تقریبا به معنای واقعی کلمه شبیه سریال های Star Trek دهه 1960 هست، فقط با یکم زرق وبرق دیجیتالی بیشتر. مبارزه با یک «مایند فلیر» عظیم الجثه کایجو مانند در نقد قسمت آخر Stranger Things 5، بیشتر از اینکه ترسناک باشه، غیرقابل باوره.
این بخش نکات داستانی رو از فصل های قبلی و بهتر بازیافت می کنه، و با اینکه این بچه ها خیلی ماهر شدن – همین یک قسمت قبل بود که نانسی ناگهان به ترکیبی از ریپلی در فیلم های Alien و Rambo تبدیل شد – هنوز هم سخته باور کنیم که اونا بتونن جلوی یه هیولای عنکبوتی با پاهایی به بلندی آسمون خراش ها دووم بیارن.
در عین حال، نبرد نهایی بین الون و وکنا بیشتر شامل پرت کردن همدیگه توی یه غار شنیه و اون بار عاطفی نبرد مشابه در فصل 4 رو نداره که از ویژگی مبارزه در سالن رقص مدرسه راهنمایی هاکینز بهره می برد.
اووه، و هرچی کمتر درباره پایان فجیع وکنا حرف بزنیم بهتره. اوایل اپیزود، هاپر (دیوید هاربر) یه سخنرانی طولانی برای الون می کنه که باید چرخه خشونتی که توش گیر کردن رو بشکنن. ظاهرا این موضوع شامل حال جویس بایرز (وینونا رایدر) نمیشه که به وکنا میگه: «با خانواده اشتباهی درافتادی» و بعد حدود 12 بار با تبر به گردنش می زنه تا سرش بیفته. قرار بوده این صحنه رضایت بخش باشه، چون تصاویری از تمام دردهایی که وکنا باعث شده رو لابلای ضربات تبر می بینیم؛ اما در عوض، بیشتر سادیسمی به نظر میاد.
علاوه بر این، ما با «مرگ» فوق العاده ناامیدکننده الون روبرو می شیم؛ سطحی از فداکاری غیرضروری که فقط توی قسمت های آخر سریال ها پیدا میشه، جایی که سازنده ها فکر می کنن می تونن با این کارها قسر در برن. همچنین ممکنه تا آخر اپیزود این اتفاق خنثی بشه که خودش به نوعی آزاردهنده ست؛ اگه اون زنده ست، چرا برنمی گرده به دوستاش بگه؟ مخصوصا که قبلا همین نقشه داستانی رو در فصل 2 پیاده کرده بودن.
اما بخشی از ناامیدی به این خاطر هست که این موضوع با خط داستانی فرعی دولت آمریکا که سعی داره سربازهای فوق روانی بیشتری بسازه گره خورده؛ موضوعی که یکی از محورهای اصلی سریاله، اما بعد از اون مبارزه با هیولای کایجو، روبرو شدن با دکتر کیِ خبیث (لیندا همیلتون) که انگار تنها انگیزه اش اینه که «ناهار کی آماده میشه؟»، یکم توی ذوق می زنه.
وقت مهمونیه! عالیه!
شخصیت هایی که از کودکی با آن ها همراه بودیم، حالا در آستانه بزرگسالی با بزرگترین چالش زندگی شان روبرو شده اند.

گروه قهرمانان هاکینز در این نمای پایانی، اتحاد و همبستگی خود را برای آخرین بار به نمایش می گذارند.
(منبع تصویر: Netflix)
این بخش بدِ ماجرا بود، یعنی بدترین تمایلات سریالی که از فیلم های اکشن دهه 80 الهام گرفته بود، قبل از اینکه خودش به یکی از اونا تبدیل بشه. اما بخش دوم، یعنی 40 دقیقه نهایی و جمع بندی – این همون بهترین بخش Stranger Things هست. و دلیلش ساده ست: چون سریال آروم می گیره و یادش می اد که الف) ما عاشق این شخصیت ها هستیم، و ب) اجازه دادن به انسان ها برای انجام کارهای انسانی جذابه.
هر احساسی که در نیمه اولِ پر از داستان غایب بود و نتونست حس بشه، لزوما در نیمه دوم جبران نمیشه، اما اشک ها و خنده ها برای همین بخش ذخیره شدن. به جای هاپرِ بیش از حد جدیِ نیمه اول، اینجا چشم غره های زیرکانه به اصطلاحات نِردی، یه صحبت انگیزشی و عاطفی با مایک، و یه صحنه خواستگاری بامزه رو می بینیم، وقتی که اون و جویس بالاخره موفق می شن اون غذا رو در رستوران انزو بخورن.
نبرد نهایی در فضایی غیرواقعی (Uncanny Valley) اتفاق می افته که تقریبا به معنای واقعی کلمه شبیه سریال های Star Trek دهه 1960 هست، فقط با یکم زرق وبرق دیجیتالی بیشتر
داستین (گیتن ماتارازو) یه سخنرانی دلنشین در مراسم فارغ التحصیلی می کنه که با نشون دادن تی شرت «Hellfire Lives» تموم میشه؛ ادای احترامی خیلی بهتر به ادی مانسون (جوزف کوئین) فقید نسبت به صحنه ای که داستین و استیو (جو کری) در حالی که داشتن کیسه های تخمِ هیولا رو که با CGI ضعیف ساخته شده بود پاره می کردن، فریاد می زدن «برای ادی».
یه صحنه روی پشت بوم با «بچه های» بزرگتر خیلی شیرینه و آدم رو تشنه یه اسپین آف می کنه. و صحنه آخر که شخصیت های «بچه » دارن D&D بازی می کنن، واقعا همه چیز رو به شکلی عاطفی و رضایت بخش کامل می کنه.
پس برای اینکه نقد قسمت آخر Stranger Things 5 رو هم کامل کنیم، باید بگم حسی که Stranger Things در پایان به مخاطب میده رضایت بخشه، چون می دونیم این بچه ها عوض شدن – نه خیلی زیاد، اما اون قدری که بتونن با وجود تمام چیزهایی که از سر گذروندن، به بزرگسالانی شاد و سالم تبدیل بشن.
شاید «The Rightside Up» در آینده به عنوان یه پایان خوب یاد بشه و شایدم نه؛ فقط زمان این رو مشخص می کنه. قطعا گله ها، تحلیل ها، سرزنش ها و سوالاتی درباره اینکه واقعا چه اتفاقی برای الون افتاد وجود خواهد داشت. اما در این نقد قسمت آخر Stranger Things 5، می توان گفت که فینال سریال، بهترین های هاکینز رو برای ما به جا گذاشت، حتی اگه با بدترین ها شروع شده بود. اگه بخوایم از اصطلاحات D&D استفاده کنیم، این یه 20 کامل نبود، اما وقتی داستین توی سخنرانی فارغ التحصیلیش به «Chaotic Good» (آشوبگرِ خیرخواه) اشاره می کنه، واقعا اون چیزی که در مورد این سریال جواب می داد رو به یادمون میاره.
مخصوصا با این قسمت آخر، واقعا همه چیز خیلی آشفته (Chaotic) بود. اما گاهی اوقات، مخصوصا دمِ آخر؟ واقعا خیلی خیلی خوب (Good) بود.
بخش سوم از فصل 5 سریال Stranger Things الان در Netflix در حال پخشه. اگه قبل از دیدن فینال نیاز به مرور دارید، می تونید تحلیل پایان بندی فصل 5 بخش 2 سریال Stranger Things ما رو که پر از اسپویله مطالعه کنید.
سریال Stranger Things با تمام فراز و نشیب هایش، داستانی را به پایان رساند که یک نسل از بینندگان را با خود همراه کرد. اگرچه بخش های اکشن و جلوه های ویژه در قسمت آخر ممکن است با نقدهایی روبرو شوند، اما تمرکز روی روابط انسانی و سرنوشت نهایی شخصیت ها باعث شد تا خاطره ای ماندگار از هاکینز در ذهن ها باقی بماند.
Stranger Things season 5 finale review: “Shows off both the best and the worst of Hawkins”