مجموعه ی افسانه ی زلدا با گذشت 40 سال، همچنان در قله ی دنیای گیم قرار دارد و بسیاری از آثار کلاسیک آن به عنوان بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch در دسترس بازیکنان است. این مطلب به بررسی و رتبه بندی دقیق این عناوین می پردازد تا راهنمای کاملی برای شروع ماجراجویی در سرزمین هایرول باشد.
این آخر هفته، 40 سال از زمانی که سری The Legend of Zelda دنیای بازی رو برای همیشه تغییر داد، می گذره. در 2 اسفند، چهار دهه از زمانی که اولین بازی روی کنسول NES عرضه شد و دنیا رو با لینک (Link)، زلدا (Zelda) و گانون (Ganon) آشنا کرد، می گذره.
در حالی که برنامه های زیادی برای The Legend of Zelda در سال 1404 وجود داره، گیمرهایی که می خوان این سالگرد رو با تجدید دیدار با گذشته ی این سری جشن بگیرن، بدون شک می دونن که تعداد زیادی از عناوین کلاسیک The Legend of Zelda برای بازی به صورت رایگان روی Nintendo Switch و Nintendo Switch 2 با اشتراک Nintendo Switch Online در دسترس هستن. اما اگه تازه با این سری آشنا شدید و می خواید بدونید از کجا شروع کنید، شاید بد نباشد که ابتدا در تست جامع Legend of Zelda ما شرکت کنید تا میزان دانش خود را بسنجید. خب، اینجا هر 9 بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch که در حال حاضر روی Nintendo Switch Online در دسترس هستن رو از بدترین تا بهترین رتبه بندی کردیم. باید تاکید کنم که کلمه «بدترین» در این شرایط واقعا اون قدرها هم بد نیست. حتی وقتی The Legend of Zelda در اوج خودش نیست، باز هم عالیه.
رتبه بندی بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch
The Legend Of Zelda II؛ The Adventure Of Link (1987, NES)
Zelda 2؛ Electric Boogaloo
در ادامه نگاهی می اندازیم به اولین بازی های این لیست که با وجود دشواری، بخشی از تاریخ نینتندو هستند و تجربه ای متفاوت را ارائه می دهند.

این تصویر نشان دهنده یکی از سخت ترین مبارزات بازی Zelda II: The Adventure of Link است که مهارت و صبر بازیکن را به چالش می کشد.
اگه یک بازی The Legend of Zelda وجود داشته باشه که احتمالا باید ازش دوری کنید، مگر اینکه برای تموم کردن تک تک نسخه ها خیلی جدی باشید، اون بازی The Legend of Zelda II: The Adventure of Link هست. نه اینکه این بازی افتضاح باشه، اما اصلا شبیه هیچ کدوم از بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch نیست و به شدت سخته.
The Adventure of Link گشت وگذار از نمای بالا رو با مبارزات ساید-اسکرولینگ (از بغل) عوض کرده و در حد و اندازه ی نسخه قبلی خودش ظاهر نمی شه. اگه بابت چیزی بتونیم از این بازی ممنون باشیم، اینه که در همون مراحل اولیه به نینتندو یاد داد چه چیزهایی برای The Legend of Zelda جواب می ده و چه چیزهایی نه.
The Legend Of Zelda (1986, NES)
نمی تونی زلدا رو پیدا کنی؟ Triforce
بازی اصلی که پایه گذار سبک ماجراجویی بود، صحنه های خاطره انگیزی را در حافظه گیمرها ثبت کرده و شروع کننده یک حماسه بزرگ بود.

لحظه به دست آوردن قطعات ترای فورس در بازی اصلی همیشه برای بازیکنان لذت بخش و یکی از نمادین ترین دقایق کل سری بوده است.
بازی ای که همه چیز از اونجا شروع شد، قطعا هنوز هم در سال 1404 ارزش بازی کردن داره، هرچند به گیمرهای جوون تر هشدار می دم که حتما با یک راهنما (Guide) سراغش برن. معماها و رازهایی در The Legend of Zelda وجود داره که واقعا نمی دونم گیمرها در سال 1364 چطوری می تونستن خودشون تنهایی کشفشون کنن. سیاه چال ها (Dungeons) به شدت مخفی هستن، راهنمایی های شخصیت های غیرقابل بازی (NPC) اون قدر پیچیده است که عملا کمکی نمی کنه و دشمن هایی وجود دارن که می تونن لینک رو با چند ضربه از پا دربیارن.
با بازی کردن The Legend of Zelda در امروز، می تونید ببینید که چطور الهام بخش نسل جدیدی از توسعه دهندگان شد.
با همه این تفاسیر، این بازی یه جادوی خاصی داره. با بازی کردن The Legend of Zelda در امروز، می تونید ببینید که چطور الهام بخش نسل جدیدی از توسعه دهندگان شد. در حالی که طرفدارهای دوآتیشه احتمالا می گن این کار تقلب محسوب می شه، اما وجود قابلیت ذخیره (Save States) و بازگشت به عقب (Rewind) در این نسخه، باعث شده این عنوان به یکی از بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch برای مخاطب های امروزی تبدیل بشه.
The Legend Of Zelda Link’s Awakening (1993, Game Boy)
یه خبراییه…
نسخه کنسول دستی این سری، با وجود محدودیت های سخت افزاری زمان خود، دنیایی بسیار غنی، پرجزئیات و گرافیکی خاص داشت.

حضور دشمنان متفاوت و شخصیت های مهمان در این نسخه، تنوع گیم پلی را نسبت به نسخه های قبلی به طرز چشمگیری افزایش داده بود.
با اینکه می تونید برید و نسخه بازسازی شده و براق Nintendo Switch بازی Link’s Awakening رو بازی کنید، اما نسخه اصلی Game Boy یه چیز دیگه است. سرویس Nintendo Switch Online نسخه Link’s Awakening DX رو هم داره که یکی از بهترین بازی های رایگان {keyword} محسوب می شه و در واقع همون بازیه اما رنگی شده و یک سیاه چال اضافه هم داره. انتخاب با خودتونه که کدوم رو بازی کنید، اما نسخه DX احتمالا انتخاب بهتری باشه.
Link’s Awakening یک بازی فوق العاده عجیب از سری The Legend of Zelda است که لینک رو از سرزمین هایرول (Hyrule) خارج کرده و در یک جزیره مرموز قرار می ده. دنیا پر از راز و رمزه، سیاه چال ها با ظرافت طراحی شدن و مبارزات با باس های (Boss) واقعا جذابی داره. اوه، راستی می تونید یک Chain Chomp رو هم به پیاده روی ببرید. چرا؟ خب چرا که نه؟
The Legend Of Zelda؛ Oracle Of Seasons (2001, Game Boy Color)
لینک در این فصل است
همکاری نینتندو با کپ کام منجر به خلق عناوینی شد که در زمان خود از نظر طراحی مراحل و مکانیک های محیطی بی نظیر بودند.

استفاده از رنگ های زنده و سیستم تغییر فصل در این بازی، قدرت سخت افزاری کنسول گیم بوی کالر را به زیبایی به رخ می کشید.
به تنهایی، بازی های Oracle سری The Legend of Zelda دو ماجراجویی مستقل و فوق العاده هستن. اما در کنار هم، یک حماسه بزرگ رو تشکیل می دن و داستان بسته به اینکه اول کدوم بازی رو انتخاب کنید، کمی تغییر می کنه. این پروژه هنوز هم به شدت بلندپروازانه و تحسین برانگیزه و نشون می ده که نینتندو باید اجازه بده کپ کام (Capcom) بازی های بیشتری از The Legend of Zelda بسازه.
اگه محتوای داستانی جایزه و باس نهایی فوق مخفی ای که از ترکیب دو بازی به دست میاد رو کنار بگذاریم، Oracle of Seasons به خوبی Oracle of Ages نیست. تمرکز این بازی بیشتر روی مبارزه و اکشنه و در نتیجه معماهاش کمتر تو یاد می مونن. البته این به این معنی نیست که ارزش وقت گذاشتن نداره. هر بازی ای که توش بتونید بپرید تو کیسه یک کانگوروی بوکسور، قطعا یه بازی کلاسیک و موندگاره.
The Legend Of Zelda؛ Oracle Of Ages (2001, Game Boy Color)
زمان عجیب و غریب
در کنار نسخه فصل ها، این بازی با تمرکز بر حل معماهای پیچیده و داستان گویی عمیق تر منتشر شد و طرفداران خاص خود را دارد.

تعامل میان شخصیت های فرعی و داستان های جانبی در این بازی، عمق روایی آن را نسبت به نسخه های هم عصرش چند برابر کرده بود.
The Legend of Zelda: Oracle of Ages به خاطر داستان بهتر، سیاه چال های برتر و مکانیک های واقعا جذاب سفر در زمان که یادآور جنبه های دنیای دوگانه در بازی A Link to the Past هست، از نسخه Seasons پیشی می گیره. اگه فقط می خواید یکی از بازی های Oracle رو بازی کنید، بهتره مطمئن بشید که همین نسخه است. اما از اونجایی که هر دو روی Nintendo Switch Online رایگان هستن و جزو بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch به شمار میان، حیفه که فقط یکی رو بازی کنید و دو عنوان رو برای تجربه کامل داستان به هم وصل نکنید. زمان ما، باید می رفتیم و هر دو رو می خریدیم تا فقط بتونیم باس نهایی رو ببینیم.
The Legend Of Zelda؛ The Minish Cap (2004, Game Boy Advance)
این چیه، یه بازی ویدیویی برای مورچه ها؟
یکی از زیباترین آثار پیکسلی در تاریخ بازی های ویدیویی، بدون شک ماجراجویی کوچک اما حماسی لینک در دنیای مینی ش است.

تغییر اندازه لینک در بازی The Minish Cap مکانیک های جدیدی را وارد گیم پلی کرد که حتی پس از سال ها هنوز هم تازه و خلاقانه به نظر می رسند.
کپ کام در سال 2004 با چیزی به سری The Legend of Zelda برگشت که به نظر من، یکی از بهترین بازی های دوربین از بالای زلداست که تا حالا ساخته شده. The Minish Cap یک بازی واقعا لذت بخش هست که نهایت استفاده رو از کنسول Game Boy Advance می بره تا یک تفسیر پیکسل آرتی خیره کننده و زنده از سبک کارتونی تری که در The Wind Waker معرفی شده بود، به پلیرها بده.
سیاه چال ها ضرب آهنگ عالی و طراحی بی نقصی دارن، مبارزه با باس ها کل صفحه رو پر می کنه و دنیا پر از راز و رمز و پاداش های واقعا ارزشمنده. ایده اصلی بازی که به لینک اجازه می ده برای ماجراجویی های شبیه به «مرد مورچه ای» (Ant-Man) کوچیک بشه، فوق العاده جذابه. گیمرهای جوون تری که می خوان وارد دنیای کلاسیک دوبعدی The Legend of Zelda بشن و به دنبال بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch هستند، احتمالا باید از اینجا شروع کنن.
The Legend Of Zelda؛ Majora’s Mask (2000, Nintendo 64)
ورود؛ تینگل
تاریک ترین، عمیق ترین و عجیب ترین اتمسفر در کل سری زلدا را می توان در این شاهکار روان شناختی کنسول نینتندو 64 پیدا کرد.

سایه ماه در حال سقوط و نگاه خیره آن به سرزمین ترمینا، استرسی همیشگی اما به شدت جذاب را در تمام طول بازی به بازیکن منتقل می کند.
قرار ندادن Majora’s Mask در صدر این لیست بدون شک باعث خشم بعضی از طرفداران The Legend of Zelda می شه. درکش می کنم. Majora’s Mask یکی از بهترین بازی های The Legend of Zelda است که تا به حال ساخته شده و دلایل منطقی زیادی وجود داره که بشه اون رو در صدر هر لیستی از بازی های این سری قرار داد. من فقط قصد ندارم اون دلایل رو اینجا بیارم.
یک غم ملموس در Majora’s Mask وجود داره که اون رو از بقیه بازی های این خانواده متمایز می کنه. همچنین می تونید به یک گورون (Goron) تبدیل بشید و همه جا قل بخورید، که خیلی جالبه.
Majora’s Mask یک ماجراجویی به شدت عجیب و عمیقه که پلیرها رو به سفری شخصی تر از چیزی که در این سری معموله می بره. هنوز سیاه چال هایی برای گشت وگذار و دنیایی برای نجات دادن وجود داره، اما این شخصیت ها هستن که به Majora’s Mask روح می بخشن، که آن را در میان بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch برجسته می کند. همون طور که لینک در طول یک چرخه سه روزه تکراری، هر چیزی که باید در مورد ساکنان ترمینا (Termina) بدونه رو یاد می گیره، با رازهای غم انگیز و آرزوهای پنهانی که اون ها رو آزار می ده هم آشنا می شه. یک غم ملموس در Majora’s Mask وجود داره که اون رو از بقیه بازی های این خانواده متمایز می کنه. همچنین می تونید به یک گورون (Goron) تبدیل بشید و همه جا قل بخورید، که خیلی جالبه.
The Legend Of Zelda؛ Ocarina Of Time (1998, Nintendo 64)
بهترین زمان زندگی شما
اثری که استانداردهای مدرن بازی های سه بعدی را برای اولین بار تعریف کرد و هنوز هم پس از دهه ها به عنوان یک الگو در صنعت گیم شناخته می شود.

طراحی هنری و موسیقی بی نظیر Ocarina of Time با وجود گذشت سال های طولانی، هنوز هویت منحصر به فرد و جادویی خود را حفظ کرده است.
دلیلی وجود داره که مردم بعد از گذشت تقریبا 30 سال هنوز دست از صحبت درباره Ocarina of Time برنداشتن، و اون هم اینه که واقعا همین قدر خوبه. تا به امروز، Ocarina of Time با بالاترین امتیاز تمام دوران در سایت Metacritic باقی مونده و واقعا هم حقشه. این یک ماجراجویی حماسی و گسترده است که ما رو در یک داستان کلاسیک از نبرد خیر و شر، در دل زمان به سفر می بره.
موسیقی کوجی کوندو (Koji Kondo) احتمالا در بهترین حالت خودش قرار داره، سیاه چال ها همگی موندگار هستن (البته نه همشون به دلایل خوب)، و یکی از بزرگترین مبارزات نهایی با باس رو در تاریخ The Legend of Zelda داره، اگه نگیم بزرگترین. تاثیر بازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time, یکی از بهترین بازی های رایگان The Legend of Zelda Switch، تا دهه ها روی بازی های ویدیویی حس خواهد شد و واقعا هم شایسته ی این جایگاهه.
The Legend Of Zelda؛ A Link To The Past (1994, SNES)
بهتر از این نمی شه
اوچ هنر بازی سازی در دوران طلایی 16 بیتی و کنسول سوپر نینتندو را می توان در این نسخه بی نقص از افسانه زلدا مشاهده کرد.

گشت و گذار در دو دنیای تاریک و روشن در بازی A Link to the Past، تجربه ای تکرارنشدنی است که هیچ گاه از یاد بازیکنان قدیمی و جدید نخواهد رفت.
به نظر من، A Link to the Past به همون اندازه ای که یک بازی ویدیویی می تونه بی نقص باشه، به کمال نزدیکه. به جرات می گم این بهترین بازی تک نفره دهه 90 میلادی و بهترین نمونه از فرمول «کلاسیک» زلداست؛ که با توجه به اینکه این فرمول در واقع از همین جا شروع شده، خیلی هم عجیبه.
این بازی همون نسخه ایه که سیاه چال ها و معماهای پیچیده تر، تنوع بیشتر آیتم ها، مستر سورد (Master Sword)، مفهوم دنیاهای چندگانه برای گشت وگذار و حتی حرکت چرخشی معروف لینک رو معرفی کرد. 32 سال بعد، این بازی هنوز هم زیبا به نظر می رسسه، مثل یک رویا اجرا می شه و برای گیمرها در هر سنی فورا قابل درکه. واقعا این بازی، «پل راد» (Paul Rudd) دنیای بازی هاست (پیر نمی شه).
The Legend Of Zelda؛ The Wind Waker (2002, Nintendo GameCube)
Wind Waker؟ من که اصلا نمی شناسمش!
سبک بصری سل شید و جسورانه این بازی در ابتدا با انتقاد روبرو شد اما بعدها به عنوان یکی از محبوب ترین و زیباترین نسخه ها شناخته شد.

تقابل پایانی لینک و گانون در میان طوفان و اقیانوس در این نسخه، یکی از دراماتیک ترین و حماسی ترین لحظات کل این فرنچایز محسوب می شود.
دو نوع آدم وجود دارن. اون هایی که به من می گن هیولا هستم چون The Wind Waker رو در صدر این لیست گذاشتم، و اون هایی که حرفشون درسته. آیا واقعا دارم می گم The Wind Waker از Ocarina of Time، بالاترین امتیاز بازی تاریخ، بهتره؟ واقعا این قدر جسور هستم؟ خب، آره.
بازی The Wind Waker فقط برای Nintendo Switch 2 در دسترس هست، چون نینتندو به دلایلی تصمیم گرفته کتابخانه GameCube رو روی Nintendo Switch قرار نده.
The Wind Waker بدون Ocarina of Time نمی تونست وجود داشته باشه، اما Ocarina of Time هم بدون نسخه اصلی The Legend of Zelda وجود نداشت، و شما هیچ وقت نمی بینید که من در سال 1404 نسخه اصلی رو در رتبه های بالای لیست بهترین ها بذارم. The Wind Waker داستانی بهتر و شخصی تر داره که در اون لینک برای نجات خواهرش، راهی سفری در دریا می شه. این بازی بهترین نسخه از گانون دورف (Ganondorf) رو در بین تمام بازی ها داره.
مبارزات واقعا جالبی داره که شما رو تشویق می کنه تا با آیتم های مختلف امتحان کنید و ببینید چطور با هم کار می کنن. یک اقیانوس پهناور پر از جزیره های منحصربه فرد داره که هر کدوم رازهای خودشون رو برای کشف کردن دارن. همچنین هنوز هم یکی از زیباترین بازی های The Legend of Zelda است که با سبک گرافیکی سل-شید (Cel-shaded) خیره کننده اش تا به امروز هم عالی مونده.
ممکنه شکایت کنید که سیاه چال ها به اندازه کافی نیستن، یا بازی خیلی آسونه، یا ماموریت پیدا کردن Triforce خسته کننده است، یا دریانوردی عذابه. من هم خیلی ساده بهتون می گم که شما ضعیف هستید و بهترین راه برای درمانش اینه که ساکت بشید و برید دوباره The Legend of Zelda: The Wind Waker رو بازی کنید.
سری زلدا همواره نمادی از نوآوری و ماجراجویی در دنیای بازی های ویدیویی بوده است. فرقی نمی کند از هواداران قدیمی باشید که با نسخه های پیکسلی خاطره دارید یا از نسل جدید که با دنیای وسیع سه بعدی آشنا شده اید؛ تجربه این عناوین کلاسیک فرصتی بی نظیر برای درک تکامل این هنر است. نینتندو با در دسترس قرار دادن این بازی ها، میراثی را زنده نگه داشته که برای دهه ها الهام بخش بازیسازان بزرگ بوده و خواهد بود.