خانه سریال‌ها سریال Knives Out متفاوت نتفلیکس؛ چگونه یک فرنچایز کارآگاهی موفق بسازیم؟
سریال Knives Out متفاوت نتفلیکس؛ چگونه یک فرنچایز کارآگاهی موفق بسازیم؟

سریال Knives Out متفاوت نتفلیکس؛ چگونه یک فرنچایز کارآگاهی موفق بسازیم؟

در این مقاله:

این یادداشت به بررسی چگونگی تکامل فرنچایز چاقوکشی و تبدیل شدن آن به یک سریال Knives Out متفاوت می پردازد که با شکستن فرمول های سنتی ژانر معمایی، جذابیت خود را حفظ کرده است.

همون طور که تونی هیرز در دهه 70 شمسی به درستی به آلن پارتریج گوشزد کرد، تعداد کارآگاه های خیالی خیلی زیاد شده، اما این آمار بعد از ظهور Netflix و رقبای استریمینگش حتی بیشتر هم شده. چه در قالب یک فیلم بلند یا یک سریال دنباله دار، فرمول داستان های معمایی همیشه به راحتی کپی شده. مخاطب ها هیچ وقت از حل کردن جنایت های روی پرده خسته نمی شن، برای همین معمولا قضیه فقط اینه که «یه لوکیشن خوب انتخاب کن، یه بازیگر درست وحسابی بیار و بیا بازی Cluedo راه بندازیم.» در این بین، ارزش یک سریال Knives Out متفاوت بیش از پیش خود را نشان می دهد.

بر همین اساس، تبدیل کردن یک فیلم یا سریال کارآگاهی به یک فرنچایز طولانی مدت اصلا کار سختی نیست. چندین فیلم آگاتا کریستی، پنج اقتباس مختلف از شرلوک در کمتر از دو دهه، سریال Death in Paradise که برای 15 فصل پخش شده و اسپین آف هایی هم داشته – تقاضا برای داستان های کارآگاهی تمومی نداره.

معمای واقعی – چیزی که فرنچایزهای کارآگاهی خیلی کمی موفق به حل کردنش می شن – اینه که چطور یک IP رو در این ژانر حفظ کنیم و به پلات های فرمولی و استعاره های تکراری پناه نبریم. چطور یک کارآگاه می تونه بارها و بارها برگرده، اما همیشه با یه نگاه تازه؟ این یه پازل واقعا دشواره، اما یک فرنچایز سه قسمتی Netflix باعث می شه این کار ساده به نظر بیاد.

چطور سریال Knives Out متفاوت نقاط ضعف داستان های معمایی رو به نقاط قوت تبدیل می کنه

ریان جانسون با مهارت خاصی توانسته است در هر قسمت بنوا بلانک را به فضایی کاملا متمایز ببرد که در تصویر زیر نمونه ای از آن را در یک جزیره مدرن مشاهده می کنید.

دنیل کریگ در نقش بنوا بلانک در سریال Knives Out متفاوت Glass Onion که سردرگم به نظر می رسه

دنیل کریگ با آن نگاه خیره و لهجه خاصش، به خوبی توانسته است سردرگمی بلانک را در محیط های مدرن و عجیب به تصویر بکشد.

یکی از ویژگی های اصلی ژانر معمای قتل اینه که عملا همه عناصر به جز خودِ قتل و معما، قابل جایگزینی هستن. کارآگاه، سازمانی که بهش تعلق داره (اگه داشته باشه)، نوع مظنونین، سبک قاتل، کشور، محل دقیق وقوع جرم، لحن داستان – تقریبا تمام عناصر روایی رو می شه با چیز دیگه ای عوض کرد بدون اینکه ضربه خاصی به داستان بخوره. این موضوع برای یک سریال Knives Out متفاوت یک مزیت محسوب می شود.

برای اکثر فرنچایزهای کارآگاهی، این موضوع تبدیل به یک بارِ اضافی می شه. این قابلیتِ جایگزینی خیلی زود می تونه به تکرار و کهنگی ختم بشه، و با اینکه شاید بیننده ها لزوما از این موضوع فراری نباشن (بالاخره “cozy crime” خودش به یک زیرژانر تبدیل شده)، اما واکنش منتقدان معمولا وقتی که کارآگاه های روی پرده شروع به انجام کارهای تکراری می کنن، افت می کنه.

Knives Out ساخته ریان جانسون از این نظر منحصربه فرده که چطور از قابلیت جایگزینی این ژانر به نفع خودش استفاده می کنه. در واقع، این همان چیزی است که آن را به یک سریال Knives Out متفاوت تبدیل می کند.

Knives Out، Glass Onion، و Wake Up Dead Man از هر نظر داستان های مجزایی هستن.

جانسون حتی نمی خواست برند Knives Out روی دنباله اش باشه، تا اینکه Netflix مداخله کرد و بخش A Knives Out Mystery رو بهش اضافه کرد.

هر کدوم از این سه لوکیشن کاملا با هم متفاوتن. اون عمارت قدیمی، جزیره خصوصی فوق مدرن و کلیسای روستایی ترسناک، همه شون در دنیاهای کاملا جداگانه ای هستن. معمولا یک فرنچایز کارآگاهی کامل حول یک محیط ساخته می شه – یکی در بوستون، یکی در یونان، یکی در یک بخش کوچک روستایی. ارتباط کم رنگ بین فیلم های Knives Out بهش اجازه می ده که هر سه محیط رو پوشش بده و انعطاف پذیری ای رو ارائه بده که کمتر فرنچایز کارآگاهی ای از پسش برمی آد و این باعث می شود سریال Knives Out متفاوت خودنمایی کند.

Knives Out از عدم وابستگی سنتی این ژانر به شخصیت های تکراری هم استفاده می کنه. هر فیلم تیمی از بازیگران تراز اول رو دور هم جمع می کنه که شبیه لیست مهمون های مهمونی بعد از مراسم Oscars می مونه. برای مثال حضور جاش برولین، بازیگر Knives Out 3 نشان دهنده همین جمعی از بازیگرهاست که معمولا هیچ وقت حاضر نمی شن در چندین دنباله کارآگاهی بازی کنن و خیلی بعیده که در یک سریال تلویزیونی معمای قتل ظاهر بشن.

Knives Out برای خودش یه جذابیت ستاره محور ایجاد کرده که می تونه باهاش بازی کنه و انتظارات مخاطب رو به چالش بکشه. این جنبه ای دیگر از یک سریال Knives Out متفاوت است.

حتی با وجود دنیل کریگ در نقش بنوا بلانک، هیچ قوس شخصیتی طولانی مدت و مشخصی در طول سری وجود نداره. این به دنیل کریگ اجازه می ده که هر بار نقش قهرمان رو از نو بازی کنه و لایه ها و ظرافت های جدیدی بهش اضافه کنه، بدون اینکه به گذشته متعهد باشه. ریان جانسون حتی قبل از اینکه روی لهجه غلیظ جنوبی ثابت بمونه، به این فکر کرده بود که دنیل کریگ در هر قسمت با یک لهجه جدید صحبت کنه. بلانک، تنها چیزی از Knives Out که در تمام فیلم ها ثابته، هیچ وقت تکراری یا قابل پیش بینی نمی شه.

سریال Knives Out متفاوت؛ کمتر به معماها تکیه می کند

در قسمت جدید این فرنچایز، بازیگران مستعدی به جمع اضافه شده اند که هیجان داستان را با حضور خود دوچندان می کنند.

جاش اوکانر یک چاقو را در تریلر سریال Knives Out متفاوت Wake Up Dead Man بالا نگه داشته است

این تصویر جاش اوکانر را در موقعیتی حساس نشان می دهد که چاقویی را به شکلی تهدیدآمیز در دست دارد، موضوعی که به فضای کلیسایی و مرموز فیلم سوم اشاره می کند.

چه یک سال پخش بشن چه ده سال، تقریبا تمام فرنچایزهای معمای قتل دیگه، خودِ قتل رو قلب تپنده داستان قرار می دن. فیلم اصلی Knives Out ساخته ریان جانسون در سال 2019 به این سنت وفادار بود، اما خیلی زود در هر دو دنباله اون رو کنار گذاشت. این نشان دهنده مسیر جدیدی است که سریال Knives Out متفاوت در پیش گرفته.

در Glass Onion ، و حتی بیشتر در Wake Up Dead Man ، فاش کردن هویت قاتل اهمیت کمتری نسبت به فاش کردن شخصیت های درگیر پیدا می کنه.

Glass Onion سلبریتی های مختلفی رو که به عمارت مایلز بران دعوت شدن کالبدشکافی می کنه، اما به خصوص به نقش های دوگانه جنل مونی و خودِ شخصیت بران با بازی ادوارد نورتون می پردازه.

این دنباله با محکوم کردن پاسخ معما توسط بنوا بلانک به عنوان «فقط احمقانه»، به خوبی نشون دهنده رد کردن چارچوب whodunit توسط جانسون هست و به بیننده ها پیام می ده که ماجراجویی های آینده بلانک فقط پرونده های پشت سر هم برای «پیدا کردن قاتل» نخواهد بود.

در Wake Up Dead Man ، راه حل به شکلی به طور غافلگیرکننده ای طبیعی و بی سروصدا از راه می رسه و با سخنرانی بنوا بلانک در محراب کلیسا، انتظارات رو زیر و رو می کنه، قبل از اینکه صحنه رو دوباره به واقعیت برگردونه.

در نهایت، پایان Wake Up Dead Man ‘s در مورد خودِ معما نیست، بلکه درباره حذف یک تاثیر منفی از یک جامعه کوچک هست.

Knives Out اولین فرنچایز کارآگاهی نیست که برای دهه ها ادامه پیدا می کنه، اما اگه به همین مسیر ادامه بده، ممکنه اولین فرنچایزی باشه که بدون اینکه هیچ وقت حس تکراری بودن بده، این کار رو انجام می ده و آن را به یک سریال Knives Out متفاوت تبدیل می کند.

این فرنچایز با هدایت ریان جانسون نشان داد که ژانر جنایی هنوز پتانسیل زیادی برای نوآوری دارد. با تغییر مداوم لحن، محیط و بازیگران، بنوا بلانک به شخصیتی تبدیل شده که هر بار تماشای او تجربه ای تازه است. موفقیت این آثار ثابت می کند که تماشاگران بیش از یک معمای ساده، به دنبال روایت هایی هستند که جرات دارند کلیشه های همیشگی را بشکنند و چیزی کاملا منحصربه فرد ارائه دهند.

Netflix’s 3-Part Detective Series Makes Building A Franchise Look Easy

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: 24/02/2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما