این مقاله به بررسی سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول می پردازد و تعدادی از بهترین سریال های تلویزیونی ابرقهرمانی را معرفی می کند که از همان قسمت اول با داستان سرایی قوی، شخصیت های عمیق و سبک بصری منحصر به فرد خود، تماشاگران را مجذوب خود کرده اند.
سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول؛ شروع های بی نظیر
بهترین سریال های تلویزیونی ابرقهرمانی برای اثبات خاص بودنشان زمان زیادی نمی برند و اغلب از همان قسمت اول به کمال می رسند. این سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول، بدون اینکه به سوی عظمت گام بردارند، آن را فورا اعلام می کنند. از جلوه های بصری خیره کننده گرفته تا تم های جسورانه، ساعات اولیه آنها همه آن چیزی را ارائه می دهند که تماشاگران را برای دیدن بیشتر مشتاق نگه می داشت.
گاهی اوقات یک قسمت کافی است – یک قسمت آزمایشی (پایلوت) که کاملا شکل گرفته، با لحن، شخصیت ها و داستان گویی اش اعتماد به نفس دارد. آنچه چشمگیر است این است که چگونه این سریال های ابرقهرمانی پس از چنین شروع های قدرتمندی به رشد خود ادامه دادند. آنها فقط کیفیت را حفظ نکردند، بلکه انتظارات را از آنچه داستان های ابرقهرمانی در تلویزیون می توانند باشند، تغییر دادند.
Jessica Jones (2015)
تصویری گیرا از کریستن ریتر در نقش جسیکا جونز، قهرمانی متفاوت در دنیای مارول که با آسیب های روانی خود دست و پنجه نرم می کند.

این تصویر، شخصیت جسیکا را با عمق و پیچیدگی هایش نشان می دهد که او را از دیگر قهرمانان متمایز می سازد و به جذابیت داستان سرایی نوآر سریال می افزاید.
کریستن ریتر در نقش جسیکا جونز غمگین در Jessica Jones
Jessica Jones فورا به لطف سبک نوآر و داستان سرایی عمیقا شخصی اش، از ماجراهای معمول مارول متمایز شد. قسمت پایلوت، جسیکا را به عنوان یک بازمانده پر از نقص اما جذاب معرفی کرد که به جای جستجوی افتخار، در حال دست و پنجه نرم کردن با تروما است. شدت آرام کریستن ریتر، شخصیتی اصلی را پدید آورد که با هیچ کس دیگر در دنیای سینمایی مارول (MCU) قابل قیاس نبود.
جسیکا آسیب دیده، کنایه زن و به شدت مستقل است. لحظه ای که نفوذ وحشتناک کیل گریو وارد داستان می شود، روشن می شود که این سریال با قلمرو تاریک تری نسبت به بیشتر سریال های ابرقهرمانی سروکار دارد. به جای قدرت های پر زرق و برق، ترس و دستکاری تنش را به جلو می برند.
نویسندگی قسمت اول، تعادلی ظریف بین آسیب پذیری و قدرت ایجاد می کند که مبارزات جسیکا را جذاب و واقعی نشان می دهد. Marvel Television با Jessica Jones ثابت کرد که داستان های ابرقهرمانی می توانند با حساسیت به نبردهای روانی واقعی بپردازند. از همان ساعت اول، این سریال یکی از پخته ترین و شخصیت محورترین داستان های این ژانر را وعده داد (و به آن عمل کرد). این واقعا یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول بود.
Gotham (2014)
در این نما، شاهد لحظه ای تاثیرگذار از گفتگو بین جیمز گوردون و بروس وین جوان هستیم که زمینه ساز ریشه های شهر گاتهام و آینده بتمن را فراهم می کند.

این صحنه نمادی از شروع تاریک و پر از فساد گاتهام است که جیمز گوردون تلاش می کند تا نوری از امید را در آن بیابد.
جیمز گوردون با بروس وین جوان در سریال Gotham صحبت می کند
قسمت اول Gotham شهر بتمن را جسورانه پیش از وجود شوالیه تاریکی بازسازی کرد. با این حال، قسمت پایلوت فورا تماشاگران را متقاعد کرد که این پیش درآمد محتوا دارد. فیلمبرداری مالیخولیایی و داستان سرایی درام جنایی، دنیایی خشن را خلق کرد که فساد در آن عمیق تر از هر شرور نقاب داری است.
معرفی جیمز گوردون به عنوان قطب نمای اخلاقی اصلی، این سریال را به عنوان مبارزه او با تاریکی اجتناب ناپذیر قرار داد. اما آنچه واقعا قسمت اول را جذاب کرد، این بود که چقدر با اعتماد به نفس اسطوره شناسی بزرگ تر بتمن را در خود جای داد. Gotham به طرز ماهرانه ای بروس وین جوان، کت وومن که از پشت بام ها کمین کرده بود، و ظهور شوم پنگوئن را از همان ابتدا معرفی کرد.
حتی بدون بتمن در لباس مبدل، Gotham تراژدی و تهدید محتوای اصلی را به تصویر کشید. قسمت پایلوت، شهری در حال تحول را وعده داد که به سمت هرج و مرج و داستان های ریشه ای شرورانه بیشتر می خزید. این ها باعث شد تماشاگران بی صبرانه منتظر باشند تا ببینند این شخصیت های نمادین چگونه به افسانه هایی که مقدر شده اند تبدیل شوند، رشد می کنند. بسیاری آن را یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول می دانند.
Spider-Man؛ The Animated Series (1994)
لحظه ای نمادین از اسپایدرمن در حال تاب خوردن به سمت دوربین، در حالی که گالری دشمنانش در پس زمینه دیده می شوند، نمایانگر اکشن و پویایی این انیمیشن محبوب است.

این تصویر یادآور هیجان و داستان سرایی غنی Spider-Man: The Animated Series است که با انیمیشنی پیشرو، مخاطبان را به دنیای پرماجرای پیتر پارکر می برد.
اسپایدرمن در مقابل گالری دشمنانش در Spider-Man: The Animated Series به سمت دوربین تاب می خورد
در حالی که بسیاری از کارتون های ابرقهرمانی به زمان نیاز داشتند تا جای پای خود را پیدا کنند، Spider-Man: The Animated Series با سبک و سیاق خاصی از همان ابتدا شروع کرد. قسمت اول، مشکلات شخصی پیتر پارکر و مسئولیت های قهرمانانه اش را با سرعت بالا و نویسندگی قوی متعادل کرد. این سریال مستقیما وارد داستان ریشه ای لیزارد می شود و بلافاصله روایتی کلاسیک و پر از تضاد از اسپایدی را در آغوش می کشد.
داستان سرایی بصری Spider-Man: TAS انیمیشن های صبح شنبه را به جلو برد. این سریال دارای زوایای دوربین پویا، خطوط داستانی سریالی و صحنه های اکشنی بود که برای زمان خود سینمایی به نظر می رسید. قسمت اول همچنین دنیای گسترده تر اسپایدرمن را به سرعت دربرگرفت، کینگ پین را به نمایش گذاشت و به شرورها و خطوط داستانی آینده اشاره کرد، به جای ماجراجوری های محدود و مستقل.
روایت پیتر و ترکیب طنز و تنش، یک اقتباس وفادارانه از روح کمیک ها را نوید می داد. از همان روز اول، این سریال یک درام واقعی اسپایدرمن به نظر می رسید، که با قلب، از دست دادن و انعطاف پذیری پیش می رفت. تماشاگران بلافاصله می دانستند که در حال تماشای یک برداشت تعیین کننده از محبوب ترین قهرمان مارول تا فینال هیجان انگیزش هستند، که آن را یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول می ساخت.
Daredevil (2015)
چارلی کاکس در نقش مت مورداک، در فضایی تاریک و پررمز و راز در قسمت اول سریال Daredevil، که نمادی از مبارزات خستگی ناپذیر او در هلز کیچن است.

این تصویر، لحن جدی و واقع گرایانه سریال را منعکس می کند که مت مورداک را به عنوان قهرمانی آسیب پذیر اما تسلیم ناپذیر به تصویر می کشد.
چارلی کاکس در نقش مت مورداک در یک اتاق تاریک در پایلوت Daredevil (2015)
قسمت اول Daredevil نشان داد که مارول می تواند داستان سرایی در سطح خیابان را با واقع گرایی بی رحمانه انجام دهد. صحنه نجات آغازین، ماهیت خستگی ناپذیر مت مورداک را به نمایش گذاشت. او قهرمانی است که آسیب می بیند، خونریزی می کند، و همچنان از توقف امتناع می ورزد.
برخلاف بیشتر قسمت های اول ابرقهرمانی، پایلوت Daredevil از یک داستان ریشه ای عمیق اجتناب کرد. در عوض، نگاهی گذرا به حادثه اولیه مت مورداک ارائه داد، سپس به تماشاگران اعتماد کرد تا قطعات را به طور طبیعی از طریق دیالوگ های هوشمندانه و لحظات شخصیت ها کنار هم بگذارند. قسمت اول به طرز ماهرانه ای شخصیت های اصلی خود را معرفی کرد، به ویژه با تعاملات اولیه Daredevil با کارن پیج، و یک دوتایی نمادین در دنیای سینمایی مارول (MCU) ایجاد کرد.
Daredevil با بازی چارلی کاکس و کینگ پین با بازی وینسنت دنوفریو بلافاصله در مسیری اجتناب ناپذیر برای برخورد قرار می گیرند، که نبردی برای روح محله هلز کیچن (Hell’s Kitchen) را به تصویر می کشد. از همان ساعت اول، Daredevil فقط یک برنامه تلویزیونی خوب نبود، بلکه بیانیه ای بود که نشان می داد سریال های مارول در نتفلیکس بی باک، خشن و با کیفیت بالا خواهند بود. در نهایت، این سریال به این وعده عمل کرد و خود را به عنوان یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول تثبیت کرد.
Agatha All Along (2025)
تصویری از آگاتا هارکنس با بازی کاترین هان در Agatha All Along، که بیانگر شروع غیرمنتظره و جذاب این سریال با تم کارآگاهی و جادویی است.

این نما، کاریزمای شیطنت آمیز آگاتا را به خوبی نشان می دهد و نوید یک داستان متفاوت و پر از رمز و راز در دنیای مارول را می دهد.
آگاتا هارکنس (کاترین هان) در یک تریلر کارآگاهی در قسمت 1 فصل 1 Agatha All Along
درست از همان قسمت 1، Agatha All Along در به چالش کشیدن انتظارات غرق شد. این سفر پر زرق و برق و به طرز منحصر به فردی ترسناک در طول جاده جادوگران، با چیزی بسیار متفاوت آغاز شد: یک رویه جنایی غم انگیز. پیش از آنکه آگاتا حافظه اش را به دست آورد، او در طلسم اسکارلت ویچ (Scarlet Witch) زندانی شده بود و نقش یک کارآگاه تلویزیونی پر ادا را بازی می کرد.
صحنه ای که آگاتا خود را آزاد می کند، به ویژه چشمگیر است، زیرا او از میان شخصیت هایش در WandaVision عبور می کند. این صحنه بدون زحمت اسرار تین و ریو ویدال را معرفی می کند، همه اینها در حالی که آگاتا را فوق العاده دوست داشتنی می کند. آگاتا با بازی کاترین هان فورا گیرا است؛ به طرز شیطنت آمیزی کاریزماتیک و در عین حال با لایه هایی از پشیمانی و جاه طلبی همراه است.
غیرممکن است که آگاتا را از همان ابتدا دوست نداشت، یا حتی از او حمایت نکرد. پایه و اساس سریال بر عملکرد هان از همان ابتدا، پیش از معرفی عناصر آشکار ترسناک، پایه ای بسیار قوی تر به آن بخشید. سریال های دنیای سینمایی مارول (MCU) اغلب کمی طول می کشد تا به دل بنشینند، و برخی انتقادات جدی نیز به اشتباهات بزرگ این فرنچایز وارد شده است. اما Agatha All Along از همان ابتدا اعتماد به نفس خود را نشان می دهد و خود را یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول معرفی می کند.
Harley Quinn (2019)
هارلی کوئین با لبخند شیطنت آمیز خود در سریال انیمیشنی اش، نشان دهنده طنز بزرگسالانه و رویکرد جسورانه این اثر است.

این تصویر، شخصیت خودآگاه و ضدقهرمان هارلی را به تصویر می کشد که از همان ابتدا قلب بینندگان را به دست می آورد و به یک ضدقهرمان محبوب تبدیل می شود.
هارلی کوئین در سریال انیمیشنی خود لبخند می زند
قسمت پایلوت Harley Quinn هیچ زمانی را برای اثبات اینکه این سریال انیمیشنی برای بچه ها نیست، هدر نمی دهد. اکشن انفجاری، طنز بزرگسالانه (hard-R) و برداشتی به شدت تازه از شرورهای گاتهام، تاثیر اولیه شگفت انگیزی ایجاد کرد. جدا شدن هارلی از جوکر به عنوان هسته عاطفی، به سریال قلبی صادقانه و غیرمنتظره در زیر هرج و مرج می بخشد.
با وجود شخصیت های اصلی شرور خود، این سریال به طرز شگفت انگیزی الهام بخش به نظر می رسد و به سرعت قلب بینندگان را به دست می آورد. در واقع، ریتم و زمان بندی کمدی قسمت اول از قبل صیقلی و خوب حس می شود. دیالوگ های سریع، طنز هوشمندانه و پویایی شخصیت های قوی در آن وجود دارد.
اجرای کیلی کوئوکو فورا هارلی را به عنوان یک ضدقهرمان خنده دار و خودآگاه با عاملیت و جاه طلبی دوباره تعریف می کند. آن قسمت اول، سریالی را وعده داد که از تمسخر هیچ چیز، حتی خود ژانر ابرقهرمانی، نمی ترسید. با این حال، Harley Quinn به وضوح عمیقا به دنیای دی سی (DC Universe) و شخصیت اصلی دوست داشتنی و آشفته اش اهمیت می دهد.
The Boys (2019)
آنتونی استار در نقش هوم لندر با چهره ای آزرده، نمادی از ابرقهرمانان فاسد و تاریک در سریال The Boys است که از همان ابتدا تماشاگران را شوکه کرد.

این تصویر، جنبه ای از ماهیت تکان دهنده و بدبینانه The Boys را نشان می دهد که به نقد ژانر ابرقهرمانی می پردازد و مرزها را جابجا می کند.
آنتونی استار با چهره ای آزرده در نقش هوم لندر، که دستانش را روی کمرش گذاشته است، در The Boys
قسمت اول The Boys یک شوک به سیستم است. این قسمت، رد خشونت بار و بدبینانه ای از فانتزی های ایده آل ابرقهرمانی است. تراژدی هیوئی در دقایق آغازین، ماموریتی روشن را تعیین می کند: افشای فساد پشت پرده «قهرمانان».
قسمت پایلوت The Boys گروه The Seven را به عنوان تقلیدهای نگران کننده ای از نمادهای Justice League معرفی می کند. این سریال عدم تعادل قدرتی آزاردهنده بین ابرقهرمانان شرکتی و مردم عادی را برقرار می کند. انتخاب های داستان سرایی جسورانه (از جمله اکشن گرافیکی و طنز تاریک) نشان دهنده سریالی است که بر پایه ریسک رشد می کند.
با ورود بوچر، The Boys هویت خود را تثبیت می کند. این یک شورش آشفته و جذاب علیه ساختارهای قدرت سلبریتی محور است. از همان لحظه اول، The Boys نشان داد که اینجا آمده است تا قوانین را بشکند، انتظارات را به چالش بکشد و تماشاگران را از حقیقت ناخوشایند پنهان زیر شنل، با اضطراب بخنداند. این یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول بود که به سرعت طرفداران زیادی پیدا کرد. نتیجه چشمگیر منجر به ایجاد یک فرنچایز کامل The Boys شد.
X-Men ’97 (2024)
افراد ایکس در عمارت ایکس دور هم جمع شده اند، تصویری نوستالژیک و در عین حال مدرن از X-Men ’97 که به خوبی حس اتحاد و چالش های گروه را منتقل می کند.

این نما، نمایانگر بازگشت قدرتمند و متفکرانه X-Men ’97 است که با احترام به ریشه ها، داستانی جدید و هیجان انگیز را آغاز می کند.
افراد ایکس (X-Men) در عمارت ایکس (x-mansion) در X-Men ’97 دور هم جمع شده اند
X-Men ’97 کاری غیرممکن را انجام می دهد: ادامه یک سریال نمادین دهه 90 در حالی که از همان قسمت اول بیانیه ای مدرن ارائه می دهد. قسمت اول حس یک دیدار مجدد و یک شروع جسورانه جدید را به طور همزمان دارد، که به داستان سرایی کلاسیک احترام می گذارد بدون اینکه نوستالژی آن را کند کند. احساسات، اکشن را پیش می برند، با مشکلات رهبری سایکلوپس و بازگشت تکان دهنده مگنیتو که بلافاصله یک درام پرمخاطره را ایجاد می کند.
سبک انیمیشن X-Men ‘97 تکامل می یابد در حالی که سبک متمایز اصلی را حفظ می کند. این سریال فورا نبردهای روانی را ارائه می دهد که با انگیزه های شخصیت ها پیش می رود، نه فقط جلوه های بصری. حتی با عشق، سکانس تیتراژ آغازین نمادین و آهنگ تم محبوبش را بازسازی کرد.
مهم تر از همه، X-Men ‘97 میراث استعاره و فعالیت گرایی افراد ایکس (X-Men) را به جلو می برد. از همان آغاز، X-Men ’97 ثابت می کند که این فرنچایز همچنان در زمینه داستان سرایی ابرقهرمانی آگاهانه اجتماعی پیشرو است. این یک سریال ابرقهرمانی شاهکار از قسمت اول جسورانه بود، که فورا نشان داد افراد ایکس بازگشته اند.
Loki (2021)
لوکی در حال تماشای کشته شدنش توسط تانوس، لحظه ای تاثیرگذار در قسمت اول سریال Loki که او را با گذشته اش روبرو می کند و قوس شخصیتی پیچیده ای را آغاز می نماید.

این تصویر، عمق عاطفی شخصیت لوکی را آشکار می سازد و پایه و اساس سفر او را در سازمان واریانس زمانی (TVA) می ریزد، که جنبه ای جدید به دنیای سینمایی مارول می افزاید.
لوکی در حال تماشای کشته شدنش توسط تانوس در قسمت 1 فصل 1 Loki
Loki یک شرور محبوب طرفداران را تا پایان قسمت اول به یک شخصیت اصلی پیچیده تبدیل کرد. اجرای لایه ای تام هیدلستون، خدای شیطنت را آسیب پذیر, بامزه و به طرز غم انگیزی خودآگاه نشان داد، در حالی که او با گذشته اش روبرو می شود. تنها در همان ساعت اول، این سریال قانع کننده ترین قوس شخصیتی دنیای سینمایی مارول (MCU) را آغاز کرد.
معرفی سازمان واریانس زمانی (Time Variance Authority) جنبه ای جدید و غیرمنتظره به دنیای سینمایی مارول (MCU) آورد. این سازمان، ابرقهرمان گرایی را با علمی-تخیلی بوروکراتیک با چاشنی رترو-فوتوریستیک جایگزین کرد، که چیزی کاملا جدید ارائه می داد. ریتم قسمت اول Loki فشرده است، سرشار از دانش، رمز و راز و وزن فلسفی درباره سرنوشت و هویت.
قسمت 1 Loki خلاقانه ترین سریال مارول را معرفی کرد. سریالی که خطوط زمانی را تغییر می داد، ابعاد چندجهانی را تعریف می کرد و اعماق پنهان عاطفی را آشکار می ساخت. تماشاگران فقط باور نداشتند که ممکن است شگفت انگیز باشد – آنها از قبل می دانستند که هست.
Batman؛ The Animated Series (1992)
بتمن در حال کور کردن من-بت در هوا، در قسمت “On Leather Wings” از Batman: The Animated Series، که نشان دهنده اکشن پویا و سبک آرت دکو این شاهکار انیمیشنی است.

این تصویر نمادی از لحن سینمایی و داستان سرایی جدی است که Batman: The Animated Series از همان ابتدا به تلویزیون ابرقهرمانی آورد و استانداردهای جدیدی را تعریف کرد.
بتمن در حال کور کردن من-بت در هوا در Batman: The Animated Series، در قسمت “On Leather Wings”
Batman: The Animated Series فقط یک شاهکار معرفی نکرد – بلکه آنچه انیمیشن می توانست باشد را دوباره ابداع کرد. قسمت پایلوت “On Leather Wings” لحنی سینمایی را به نمایش گذاشت. این سریال دارای سبکی متمایز آرت دکو، نورپردازی نوآر، و موسیقی در خور یک فیلم سینمایی بود.
دیدگاه خلاقانه بروس تیم و پل دینی، بتمن را به عنوان یک کارآگاه عبوس به جای یک نماد کلیشه ای (camp icon) ارائه داد. داستان سرایی به مخاطبان خود احترام می گذاشت، و پیچیدگی هایی را در بر می گرفت که به ندرت در برنامه های کودکان دیده می شد. Batman: TAS سرشار از ابهام اخلاقی، تروما و تعلیق اتمسفریک بود.
از همان قسمت اول، Batman: The Animated Series عجیب بود، اما تلویزیون ابرقهرمانی را به هنر واقعی ارتقا داد. این سریال الهام بخش دنیای انیمیشن دی سی (DCAU) شد، بر بی شمار سریال های آینده تاثیر گذاشت و هویت بتمن را برای نسل ها بازتعریف کرد. تلویزیون هرگز مثل قبل نبود – و پایلوت Batman: TAS این را فورا ثابت کرد.
این مقاله به ما نشان داد که چگونه برخی سریال های ابرقهرمانی از همان ابتدا توانستند استانداردهای جدیدی را در ژانر خود تعریف کنند. از داستان های تاریک و شخصیت محور گرفته تا انیمیشن های پیشرو و نقد اجتماعی، این آثار با شروع های قدرتمند خود، نه تنها مخاطبان را جذب کردند، بلکه تاثیر ماندگاری بر چشم انداز تلویزیون ابرقهرمانی گذاشتند و نشان دادند که کیفیت از همان قسمت نخست قابل دستیابی است.
10 Superhero TV Shows I Knew Would Be Masterpieces After The First Episode (#1 Changed Television)