موج گسترده ای از میم های بازگشت Avengers: Doomsday در شبکه های اجتماعی به راه افتاده که فرمول تکراری تریلرهای جدید مارول و استراتژی بازگرداندن شخصیت های قدیمی را به شکلی طنزآمیز نقد می کند.
Marvel Studios شروع کرده به انتشار موجی از تریلرهای کوتاه Avengers: Doomsday، که همه شون از همون ساختاری پیروی می کنن که سوژه خنده دار میم های بازگشت Avengers: Doomsday شده. هر تریلر کوتاه روی بازگشت یک شخصیت تمرکز داره. با اینکه این تریلرها مشخصا برای ایجاد هیجان طراحی شدن، اما فرمول تکراری و انتخاب بازیگرهاشون باعث شده بلافاصله هدف شوخی های آنلاین قرار بگیرن.
تریلرهای Avengers: Doomsday هر کدوم با این جمله تموم می شن: «X در Avengers: Doomsday بازخواهد گشت.» این موج بازگشت ها الهام بخش ساخت میم های بازگشت Avengers: Doomsday شده است. تا الان، این تریلرها بازگشت های غیرمنتظره ای مثل استیو راجرز، مهره های اصلی مثل ثور، و شخصیت های میراثی مهمی که مستقیما از دنیای X-Men شرکت Fox اومدن رو برجسته کردن. خیلیا به بازنشسته نکردن شخصیت ها و بازیگرها توسط MCU با شوخی و خنده واکنش نشون دادن.
انتخاب رابرت داونی جونیور به عنوان دکتر دوم، جریانی رو شروع کرد که شخصیت ها و نقش آفرینی ها دیگه مرده باقی نمی مونن و برای نجات یک فرنچایز رو به افول برگردونده می شن. همزمان با این اتفاق، اینترنت هم مثل همیشه با یه سری میم خنده دار جواب داد. این میم ها از شوخی های ساده با ساختار تکراری تریلرها گرفته تا تیکه های تندتر درباره موج زنده کردن مرده ها در MCU و میم های بازگشت Avengers: Doomsday رو شامل می شن.
میم های بازگشت Avengers؛ Doomsday؛ اِلِوِن بازخواهد گشت
هشدار اسپویل! این بخش حاوی اسپویل هایی برای پایان سریال Stranger Things است.
یکی از میم هایی که خیلی دست به دست شده، از شخصیت اِلِوِن در Stranger Things استفاده کرده. اون رو در حالی نشون می ده که با آرامش توی یک منظره سرسبز ایستاده و بعد تصویر به همون نوشته آشنا کات می خوره: «اِلِوِن در Avengers: Doomsday بازخواهد گشت.» طنز ماجرا اینجاست که چقدر خوب با منطق تریلرهای فعلی مارول جور درمی آد، در حالی که به پایان یک فرنچایز بزرگ دیگه هم اشاره داره.
سریال Stranger Things به عنوان یک رویداد بزرگ فرهنگی تموم شد، جایی که اِلِوِن خودش رو در لحظه ای فدا کرد که قرار بود پایان کارش باشه. با این حال، فینال سریال ابهاماتی رو هم ایجاد کرد. مایک آینده های متفاوتی رو برای گروه تصور می کنه و می فهمه که اِلِوِن نباید می تونست اون رو در حالی که قدرت هاش سرکوب شده بود، به ذهنش بکشونه.
اون تئوری می ده که کالی ممکنه تصویر اشتباهی از اِلِوِن ساخته باشه تا نسخه واقعی بتونه فرار کنه. این میم خنده داره چون با این ابهام همون جوری برخورد می کنه که MCU با مرگ برخورد می کنه: به عنوان یک چیز موقتی. قرار دادن اِلِوِن در این چارچوب یادآور میم های بازگشت Avengers: Doomsday است و این موضوع رو به شکلی خنده دار نشون می ده که خیلی با حال و هوای این روزها جور درمی آد.
جان تراولتا به عنوان ادنا ترنبلاد در میم های بازگشت Avengers؛ Doomsday
یه میم دیگه با اعلام اینکه جان تراولتا به عنوان ادنا ترنبلاد از فیلم Hairspray برمی گرده، پوچی ماجرا رو به اوج می رسونه. شوخی دقیقا به این دلیل جواب می ده که ادنا هیچ جایگاهی در دنیای مارول نداره. همچنین جنجال های مربوط به بازی تراولتا رو یادآوری می کنه.
نقش ادنا ترنبلاد رو همیشه مردانی که نقش زن بازی می کردن (drag queen) ایفا می کردن. اما تراولتا ادنا رو خیلی مستقیم تر و به عنوان یک زن بازی کرد که همزمان هم به سنت این نقش احترام می ذاشت و هم اون رو زیر سوال می برد. با قرار دادن ادنا در Avengers: Doomsday، این میم به خوبی پیام میم های بازگشت Avengers: Doomsday را بازتاب می دهد و نشون می ده که مارول حاضره هر کسی رو، فارغ از لحن، ژانر یا ربط داستانی، دوباره زنده کنه.
این موضوع ترس از این رو که Doomsday بیشتر از اینکه دنبال انسجام داستانی باشه، دنبال شناخته شدن شخصیت ها و بازیگرهاست، بزرگ نمایی می کنه. اگه نوستالژی تنها شرط باشه، پس حتی یک شخصیت کمدی موزیکال از اوایل دهه 2000 هم تئوریزه می تونه «برگرده». این بی ربط بودن دقیقا همون چیزیه که میم رو جذاب می کنه.
اهریمن Skinamarink در Avengers؛ Doomsday بازخواهد گشت
میم Skinamarink شاید از نظر مفهومی تند و تیزترین پارودی در بین بقیه باشه. موجود مرکزی این فیلم ترسناک مدرن و نمادین، دقیقا به این دلیل تاثیرگذاره که به ندرت روی پرده دیده می شه. اون بیشتر به صورت یک صدای مردانه، یکنواخت و بدون بدن ظاهر می شه.
این اهریمن مدام بین شادی کودکانه و تهدیدهای آروم تغییر حالت می ده. وقتی بالاخره فیزیکی ظاهر می شه، فقط یک صورت رنگ پریده و محو با چشم های سفید و بدون دهان مشخصه. اعلام اینکه این موجود بی شکل «در Avengers: Doomsday بازخواهد گشت» مسخره می کنه که چقدر مفهوم شخصیت ها در ذهن مارول کشسان و منعطف شده.
فیلم Skinamarink با این ایده بازی می کرد که تخیل مخاطب خیلی قوی تر از هر چیزیه که بشه روی پرده نشون داد. این میم نشون می ده که Doomsday ممکنه با این پدیده شباهت داشته باشه. به شوخی هشدار می ده که شاید بهتر بود این شخصیت ها فقط در حد همون ایده باقی می موندن تا اینکه برگردن. این پدیده به طور کامل در میم های بازگشت Avengers: Doomsday نمود پیدا کرده است.
کیم کاترال به عنوان سامانتا جونز در Avengers؛ Doomsday بازخواهد گشت
این میم به این خاطر می گیره چون بحث های مارول رو با حاشیه های واقعی دنیای پاپ کالچر ترکیب می کنه. کیم کاترال به خاطر بازنگشتن در نقش سامانتا جونز برای دنباله Sex and the City یعنی And Just Like That…، به جز یه حضور خیلی کوتاه، معروف شد. غیبت اون خیلی مورد بحث قرار گرفت، مخصوصا به خاطر اختلاف طولانی مدتش با سارا جسیکا پارکر.
یه فاکتور مهم دیگه و البته مرتبط تر، باور کاترال بود که داستان سامانتا قبلا تموم شده. قرار دادن سامانتا در Avengers: Doomsday به شوخی نشون می ده که مارول داره کسایی رو زنده می کنه که داستان شون کاملا به پایان رسیده. این به نظر یه اشاره مستقیم به استیو راجرزه.
شوخی نشون می ده که مارول داره پایان بندی هایی که قبلا ارائه شده رو خراب (و شاید بی احترامی) می کنه. با نشون دادن سامانتا به عنوان یکی از بازگشتی های Doomsday، این میم به وضوح به الگوهای میم های بازگشت Avengers: Doomsday اشاره می کند و عادت مارول رو در باز کردن پرونده های بسته شده مسخره می کنه، صرفا به این خاطر که مخاطب خاطره خوبی ازشون داره.
بون سا مک گرا در Avengers؛ Doomsday بازخواهد گشت
تعداد کمی از میم ها به اندازه اعلام بازگشت بون سا مک گرا گزنده هستن. بون سا که توسط «ماچو من» رندی سویج در Spider-Man سم ریمی بازی شد، یک شخصیت فرعی اما نمادین از سال های اولیه فیلم های ماروله. با پیشنهاد اینکه بون سا می تونه در Avengers: Doomsday ظاهر بشه، این میم تمایل مارول برای دست گذاشتن روی میراث های خیلی قدیمی قبل از MCU رو مسخره می کنه.
این مثل یه اشاره مستقیم به حضور X-Men دنیای Fox در Doomsday می مونه. این میم ایده ارج نهادن به شخصیت های قدیمی رو تا مرز پوچی بزرگ نمایی می کنه و می پرسه که نوستالژی کجا به حد افراط می رسه. این موضوع با این حقیقت که خود سویج در سال 2011 فوت کرد، بیشتر تقویت می شه.
مارول نه تنها شخصیت های مرده، بلکه حتی بازیگران فوت شده رو هم می تونه برگردونه. شوخی فقط درباره برگردوندن یه چهره قدیمی مارول نیست، بلکه درباره زنده کردن یک لحظه، یک دوران و یک هنرمند مدت ها بعد از تموم شدن ربط داستانی شونه. هم خنده داره و هم کنایه آمیزه.
همه در Avengers؛ Doomsday بازخواهند گشت (به جز او)
این میم تصویری از تماشاچی ها رو نشون می ده که توی سینما نشستن و کاملا داغون به نظر می رسن. کپشن می گه همه در Doomsday برمی گردن، به جز «او». این موضوع باعث شده بحث های داغی پیرامون پیش بینی مرگ 4 عضو اصلی در Avengers: Doomsday شکل بگیرد که چه کسی قرار است برای همیشه از این دنیا خداحافظی کند. هویت اون شخص عمدا مبهم گذاشته شده، هرچند احتمالا منظورش بلک ویدو یا اسکارلت ویچ هست.
شوخی برخورد انتخابی مارول با زنده کردن شخصیت ها رو برجسته می کنه. شخصیت هایی که به دلایل تماتیک بازنشسته یا از داستان خارج شده بودن ناگهان برمی گردن، در حالی که شخصیت هایی که طرفدارها واقعا می خوان دوباره ببینن، همچنان غایب هستن. غم توی تصویر گوردون لویت روی این ناامیدی تاکید می کنه.
مارول داره درهایی رو باز می کنه که مخاطب با بسته شدنشون کنار اومده بود، در حالی که به اون درهایی که هنوز دارن بهشون می کوبن بی توجهی می کنه. این میم Doomsday رو به عنوان جشنی نشون می ده که یه جورایی هنوز ناقصه. نشون می ده که با وجود تلاش مارول برای زنده کردن روزهای اوج، هنوز تیرش به هدف نخورده.
یه جوری پالپاتین در Avengers؛ Doomsday بازخواهد گشت
با قرض گرفتن یکی از بدنام ترین دیالوگ های تاریخ مدرن فرنچایزها، این میم به شوخی ادعا می کنه که پالپاتین در Avengers: Doomsday برمی گرده. طنز ماجرا کمتر به منطق دنیای داستانی ربط داره و بیشتر به سابقه قبلی برمی گرده. Star Wars قبلا نشون داده بود که چطور یک شخصیت می تونه با کمترین توضیح، اگه جذابیت های ظاهری ایجاب کنه، دوباره زنده بشه.
این موضوع با اون دیالوگ الان بدنام «یه جوری پالپاتین برگشت» مورد اشاره قرار گرفت. وارد کردن این موضوع به Avengers: Doomsday به این معنیه که انتظار می ره توضیحی به همون اندازه غیرقابل قبول برای بازگشت شخصیت ها داده بشه. همچنین نشون می ده که فرنچایزهای بزرگ چقدر می تونن محتوای خودشون رو با وجود سخت گیری های معروف شون، تضعیف کنن.
چون هم مارول و هم Star Wars الان زیر نظر دیزنی هستن، این میم به نوعی طنز شرکتی هم محسوب می شه. شوخی ابعاد Doomsday رو تا حد پوچی بزرگ می کنه و نشون می ده که وقتی پای شناخته شدن برند در میون باشه، مرزهای داستانی دیگه اهمیتی ندارن. حضور پالپاتین نمادی از گسترش بی رویه فرنچایز بدون هیچ کنترلی می شه.
لورا پالمر در Avengers؛ Doomsday بازخواهد گشت
مرگ لورا پالمر سنگ بنای داستانی سریال Twin Peaks هست. قتل اون فراتر از یک ابزار داستانیه، اون پایه و اساس احساسی و تماتیک کل سریاله. شوخی با اینکه اون در Avengers: Doomsday برمی گرده، مستقیما به این ایده حمله می کنه که مرگ دیگه توی فرنچایزهای مدرن وزنی نداره.
میم به این دلیل جواب می ده چون ریسکی که مارول داره باهاش بازی می کنه رو برجسته می کنه. بازگشت لورا پالمر از دنیای مرده ها، اساسا Twin Peaks رو نابود می کنه. شوخی هشدار می ده که MCU در خطر ایجاد یک سابقه به همون اندازه مضحک و خطرناک برای زنده کردن شخصیت هاست.
این بخش مشاهده می کنه که نوستالژی می تونه به جای تقویت داستان، به اون آسیب بزنه. با اشاره به یکی از مقدس ترین مرگ های تلویزیون، این میم استدلال می کنه که هر پایانی نباید برگشت پذیر باشه. هر چقدر هم که یادآوری گذشته وسوسه انگیز باشه، بعضی شخصیت ها باید مرده باقی بمونن.
پرده سبز به عنوان «پرده سبز» در Avengers؛ Green Screen بازخواهد گشت
این میم Doomsday تمرکز رو از شخصیت ها به تولید تغییر می ده و اعلام می کنه که «پرده سبز بازخواهد گشت». این میم وابستگی شدید و ثابت شده مارول به فیلم سازی متکی به جلوه های ویژه کامپیوتری (CGI) رو مسخره می کنه. بازیگرها بارها لو دادن که سکانس ها رو به تنهایی بازی کردن، در حالی که کاملا با پرده سبز محاصره شده بودن، بدون اینکه بدونن چه کس دیگه ای در صحنه هست یا حتی دارن برای کدوم فیلم بازی می کنن.
گفته می شه Doomsday نمونه بارز این رویکرده. اعضای بازیگر آشکارا به گیج شدنشون درباره چیزی که داشتن ضبط می کردن اعتراف کردن. میم نشون می ده که خودِ پرده سبز به یک شخصیت تکرارشونده تبدیل شده. همه جا هست، غیرقابل اجتنابه و از خیلی از قهرمان ها ثبات بیشتری داره.
پرده سبز برای MCU جهت حفظ محرمانگی و اجازه دادن به فیلم سازها برای ایجاد تغییرات در مراحل نهایی خیلی ارزشمند شده. با اینکه این کار به MCU اجازه داد مشکلات رو حل کنه، اما به وضوح به اون حس کارتون زنده که فیلم های مدرن MCU دارن اضافه کرده. با اعمال فرمول تریلرها روی ابزارهای تولید، این میم مسخره می کنه که چطور زرق و برق جای فیلم سازی واقع گرایانه رو در MCU گرفته.
میله کربنی بی جان در Avengers؛ Doomsday بازخواهد گشت
شاید عمیق ترین و خنده دارترین شوخی بین همه، این میم Doomsday از میله کربنی بی جانِ سریال The Simpsons استفاده کرده. این میله که در اصل یه شوخی پس زمینه بود، در یکی از قسمت های معروف، جایزه «کارمند هفته» رو در نیروگاه هسته ای اسپرینگفیلد از هومر سیمپسون می بره. بعدا هم توی چارت سازمانی نیروگاه، بالاتر از اون قرار می گیره.
اعلام اینکه میله کربنی بی جان در Avengers: Doomsday برمی گرده، کاملا پیام اصلی این میم ها رو خلاصه می کنه. اگه Doomsday قراره همه رو برگردونه، پس حتی یک شیء بدون اختیار هم صلاحیت حضور داره. این موضوع به شکلی خنده دار بی ربطه، اما در عین حال به طرز عجیبی مناسبه.
شوخی نشون می ده که فراگیری مارول به چنان حدی رسیده که دیگه اهمیت داستانی مهم نیست – فقط شناخته شدن مهمه. این واقعا نشون می ده که گزینه های مارول داره ته می کشه و پیشنهاد می ده که شاید نوبت این میله ست که یه بازگشت تمام عیار داشته باشه. این خنده دارترین و خلاقانه ترین میمی هست که از جدیدترین ترفند تبلیغاتی مارول برای Avengers: Doomsday بیرون اومده.
در نهایت، این شوخی ها نشان می دهند که مارول برای بازپس گیری اعتماد مخاطبان به چیزی فراتر از نوستالژی نیاز دارد. در حالی که Doomsday به دنبال زنده کردن شکوه گذشته است، اینترنت یادآوری می کند که ارزش یک داستان به پایان بندی های معنادار آن است. باید منتظر ماند و دید که آیا این فیلم می تواند فراتر از یک میم گذرا، جایگاه خود را در سینما تثبیت کند.