این نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake به تحلیل عمیق اولین بخش از بازسازی شاهکار اسکوئر انیکس می پردازد و نقاط قوت و ضعف دنیای میدگار را در کنار تغییرات روایی و گیم پلی بررسی می کند.
در حال حاضر حسابی غرق در اولین تجربه مجدد Final Fantasy 7 Remake هستم؛ از آخرین باری که توی دوران پاندمی این بازی رو نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake کردم، همون موقعی که توی آپارتمانم در لندن حبس شده بودم و کاری جز گذروندن ده ها ساعت با کلود و رفقا در میدگار نداشتم. تموم کردن فعالیت های جانبی در زاغه های بخش 5 واقعا فرقی با رفتن به مغازه سر کوچه برای خرید خواربار در لوشام نداشت، مگه نه؟
حالا که تقریبا شش سال از عرضه بازی روی PS4 می گذره، فقط چند روز تا انتشار اون روی کنسول Nintendo Switch 2 و Xbox باقی مونده. برای همین حس کردم بهترین زمانه که دوباره نگاهی به نقاط قوت و ضعف اولین فصل از این سه گانه Remake بندازم. این نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake نشان می دهد که Rebirth خیلی از نقص های بازی اول رو برطرف کرد و همزمان سیستم مبارزات و طراحی جهان بازی رو گسترش داد، در حالی که موقع نوشتن این متن، هنوز از فصل سوم خبری نیست.
با وجود تمام انتظارات بالایی که از این بازی می رفت و مسئولیت سنگین بازسازی یکی از نمادین ترین محیط های تاریخ بازی های ویدیویی، اون هم در حالی که فقط بخش اول یک داستان محبوب رو روایت می کرد؛ نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake نشان می دهد که این بازی همچنان یک دستاورد بزرگ و به یادماندنی محسوب می شه. این بازی یک تجربه عظیم، پراحساس و کاملا دوست داشتنیه که لایق تمام تعریف و تمجیدهایی بود که ازش شد. اما از خیلی جهات، ذاتا نقص هایی هم داره.
نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake؛ میدگار؛ یک ویران شهر تلخ و شیرین اما زیبا
همون طور که هر کسی که نسخه اصلی Final Fantasy 7 رو بازی کرده می دونه، میدگار همیشه به عنوان پرده اول بازی شناخته شده. وقتی برای اولین بار کنترل کلود رو به دست می گیرید، شما فقط یک مزدور هستید که برای پول کار می کنه، اما به مرور زمان با اهداف بلندپروازانه و البته خطرناک آوالانچ همدلی می کنید و به این باور می رسید که ایستادن کنار دوستاتون برای نجات دنیا، کاریه که هر آدم خوبی باید انجام بده.
گشت و گذار در زاغه ها، راکتورها و مناطق بین اون ها در ساعت های اولیه بازی فوق العاده بود، اما این همیشه فقط شروع یک ماجرای بزرگتر بود. مثل یک محیط موقتی قبل از اینکه در نقشه جهان بازی رها بشید و حقایق واقعی این داستان حماسی برملا بشه. در سه گانه ری میک، این نسخه اول فرصتی بود تا میدگار گسترش پیدا کنه و روحی تازه به مکانی دمیده بشه که زمانی قرار بود خیلی زود پشت سر گذاشته بشه.
یکی از جنبه های مثبت بازی، پرداخت بیشتر به شخصیت های فرعی آوالانچ است که باعث می شود بازیکن ارتباط عمیق تری با آن ها برقرار کند.

این تصویر صمیمیت میان اعضای گروه را نشان می دهد، جایی که جسی در کنار کلود و دیگران، ابعاد انسانی تری از مبارزه علیه شینرا را به نمایش می گذارند.
تبدیل چیزی که در بازی اصلی فقط چند ساعت بود به یک RPG 30 تا 50 ساعته، بالاخره باعث ایجاد یه سری اصطکاک ها می شه. در این نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake مشاهده می کنیم که بخش هایی از دنیای بازی یا روایت داستان در نهایت بی دلیل طولانی می شن یا با محتواهای پرکننده (فیلر) پر می شن تا بازیکنا حس نکنن سرشون کلاه رفته. در بعضی موارد، این موضوع می تونه به داستان و شخصیت ها کمک زیادی کنه، در حالی که در چند جای دیگه، من رو کلافه می کرد و فقط دلم می خواست آوالانچ زودتر دست به کار بشه.
می خوام از دو بخش مختلف به عنوان مثال استفاده کنم؛ اول با یک سکانس اولیه شروع می کنم که در اون کلود به محله قدیمی جسی رزبری می ره تا یک کارت کلید شینرا رو از والدینش بدزده. این بخش در بازی اصلی نبود، اما یک اضافه شدن ارزشمند به نظر می رسه که باعث می شه کلود به جسی، بیگز و وج نزدیک تر بشه، اون هم قبل از اینکه چند ساعت بعد با سقوط صفحه بخش 7، اون ها به ناچار جونشون رو از دست بدن.
طراحی محیطی بازی به خصوص در بخش های صنعتی و راکتورهای مکو، ابهت و تاریکی میدگار را به خوبی منتقل می کند.

کلود در برابر راکتور شینرا ایستاده است؛ صحنه ای که یادآور اولین ماموریت بمب گذاری و شروع مسیر پرفراز و نشیب او به عنوان یک مزدور است.
شما بیشتر یاد می گیرید که مردم عادی چطور زیر سلطه یک ابرشرکت شیطانی برای گذران زندگی تلاش می کنن، و حتی کسایی که برای شینرا کار می کنن هم اغلب دارن از یک شرایط بد بهترین استفاده رو می کنن و در نهایت باز هم آسیب می بینن. می تونید حس کنید که جسی چقدر دوست داره باعث افتخار پدر و مادرش باشه، اما می دونه که با منفجر کردن راکتورها می تونه کار خیلی بزرگتری برای دنیا انجام بده تا اینکه بخواد ستاره نمایش ها در Gold Saucer باشه.
از طرف دیگه، سکانس های کش داری مثل آزمایشگاه زیرزمینی شینرا وجود داره که درست بعد از سقوط صفحه و کشته شدن هزاران نفر اتفاق می افته. وج اونجاست و باید نجات داده بشه، این رو درک می کنم، اما گذروندن بهترین بخش از یک ساعت در این محیط صنعتی کلیشه ای حتی اگه اریث تازه دزدیده شده باشه هم هدر دادن زمان به نظر می رسه و هم یک بخش خسته کننده از گیم پلیه که اصلا نیازی به بودنش نبود. همین موضوع در مورد فصل جدید دان کورنیو هم صدق می کنه که باید قبل از رفتن به سطح شهر و حمله به مقر اصلی شینرا تمومش کنید.
با وجود ناهماهنگی ها، نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake نشان می دهد که هنوز هم فوق العاده است
بخش های مربوط به وال مارکت و رویارویی با دار و دسته دان کورنیو، تنوع خاصی به فضای بازی می بخشد اما گاهی با محتوای اضافه همراه است.

نوچه های دان کورنیو در این محیط رنگارنگ و در عین حال خطرناک دیده می شوند که نشان دهنده لایه های مختلف فساد در شهر میدگار است.
ظاهرا Square Enix ترسیده بود که بازی بدون این فصل ها خیلی کوتاه بشه، یا اینکه بازیکنا به خاطر کمبود عمق میدگار در خارج از ماموریت های جانبیِ نسبتا معمولی، احساس نارضایتی کنن. حالا که صحبت از این ماموریت ها شد، با اینکه سرگرم کننده هستن و مکالمات و مبارزات جالبی دارن، اما تفاوت کیفیت بصری بین این ماموریت ها و داستان اصلی تقریبا خنده داره. موتور Unreal Engine 4 هم کمک زیادی به مدل های شخصیت ها و نورپردازی در زاغه های میدگار نمی کنه؛ طوری که کات سین ها و نبردهای طراحی شده، زمین تا آسمون با مکالمات رندوم با کارگرهای مزرعه چوکوبو فرق دارن.
نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake نشان می دهد که این بازی می تونه در عرض چند دقیقه از یکی از بهترین بازی های ساخته شده، به یک آشفتگی عجیب و غریب تبدیل بشه. می دونم این بخشی از چالش های ساخت یک RPG جاه طلبانه مثل این بازیه، اما فکر می کنم خیلی ها انتظار داشتن مقیاس محدودتر میدگار باعث بشه این مشکلات کمتر به چشم بیان. اما اینطور نشد و سال ها بعد، این موارد هنوز هم به عنوان نقاط ضعف باقی موندن. سخته که موقع این تجربه دوباره چشم هام رو روی این مسائل نبندم، اما به عنوان کسی که می خواد برای اولین بار به جای عجله کردن برای نقد، تمام چیزی که این بازی برای ارائه داره رو ببینه، با وجود همه این ها دارم سر فرصت بازیش می کنم.
در نهایت، من این بازی رو دقیقا به اندازه نیم دهه پیش دوست دارم. این نقد و بررسی Final Fantasy 7 Remake نشان می دهد که این یک ماجراجویی مصممِ که با ترکیبی از جاه طلبی و نوستالژی ساخته شده و همون قدر که می خواد اثر کلاسیک سال 1997 شرکت SquareSoft رو بازسازی کنه، به دنبال بازتعریف اون هم هست. تبدیل میدگار به مکانی گسترده تر و زنده تر ممکنه منجر به یک بازی با ناهماهنگی هایی در تجربه بشه، اما حداقل تا اینجا، همه چیز بدون اینکه کم بیاره، به خوبی کنار هم قرار گرفته.
بازگشت به میدگار با این بازسازی، تجربه ای دوگانه از نوستالژی خالص و نوآوری های مدرن را به ارمغان می آورد. با وجود برخی مراحل کش دار و ناهماهنگی های بصری در ماموریت های جانبی، بازی همچنان جادوی خاص خود را حفظ کرده و پایه ای قدرتمند برای فصل های بعدی داستان کلود و دوستانش بنا می کند که تا سال ها در ذهن مخاطبان باقی خواهد ماند.
Final Fantasy 7 Remake Is One Of The Most Inconsistent Games Ever Made