تحلیل دقیق کیفیت اپیزودهای اخیر سریال دکتر هو نشان می دهد که با وجود برخی ضعف ها در فینال فصل ها، استفاده از عنوان کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who برای کل این دوره بی انصافی است.
الان یه طوفان از انرژی های منفی دور و بر Doctor Who راه افتاده. به هم خوردن قرارداد دیزنی و آینده ی نامعلوم با BBC باعث شده طرفدارها بترسن که نکنه دوباره دوران دهه 80 میلادی و Michael Grade تکرار بشه. این نگرانی ها گاهی اوقات به این سؤال دامن می زند که آیا ما در حال مشاهده یک کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who هستیم؟
یکی از نویسنده های سابق اعلام کرده که Doctor Who “به مرده ترین حالت خودش رسیده.” یکی از کارگردان های دوره ی دیزنی هم ادعا کرده که “یه جای کار می لنگه.” حتی Peter Capaldi این سری جدید رو به عنوان “قربانی موفقیت خودش” توصیف کرده.
با خوندن مطالب بالا، به هر کسی حق می دیم اگه فکر کنه Doctor Who همین تازگی دو فصل رو صرف ساختن یه چیزی شبیه به نسخه ی علمی-تخیلی Mrs. Brown’s Boys کرده (حالا هر شکلی که می خواد داشته باشه)، یا اینکه اپیزودهای 60 دقیقه ای از انکوتی گاتوا پخش کرده که داره منوی مک دونالد رو می خونه.
اما وقتی به Doctor Who فصل های 14 و 15 (یا همون «فصل 1» و «فصل 2» که رسما نام گذاری شدن) نگاه می کنید، می بینید که این 16 قسمت خیلی بیشتر از اون چیزی که نظر عموم نشون می ده، استانداردهای کیفی بالایی داشتن.
فصل 14 Doctor Who؛ آیا می توان آن را کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who نامید؟
در ادامه تصویری از یکی از لحظات نمادین فصل 14 را مشاهده می کنید که در آن دکتر با یکی از شخصیت های فرعی خداحافظی می کند.

این صحنه نشان دهنده عمق احساسی است که انکوتی گاتوا به نقش خود اضافه کرده است.
دکتر (انکوتی گاتوا) با انگشتانش به سمت آسمان سلام نظامی می دهد و در قسمت 6 از فصل 14 Doctor Who با Rogue خداحافظی می کند. توی رتبه بندی قسمت های کریسمس Doctor Who ، قسمت “The Legend of Ruby Sunday ” یه جایی اون وسط ها قرار گرفت، اما اپیزودهای ویژه ی مناسبتی توی این فرنچایز دنیای عجیب و خاص خودشون رو دارن و هیچ وقت معیار قابل اعتمادی برای سنجش کیفیت کلی سریال توی یه سال مشخص نیستن. با وجود این ها، منتقدین نباید این دوران را به سادگی به عنوان کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who تلقی کنند.
دوران اصلی انکوتی گاتوا با “Space Babies ” شروع شد، که انصافا شروع نسبتا ضعیفی بود و چیزی جز تصویر عجیب نوزادهایی که مثل بزرگ ترها حرف می زدن، برای ارائه نداشت.
اما Doctor Who بلافاصله با “The Devil’s Chord ” به خودش اومد؛ ایده ی بلندپروازانه ی موزیکال و شرور جذابش با وجود اینکه کاملا مسخره و بیش از حد اغراق آمیز بود، اما دقیقا روی نت درست پیش رفت.
RTD2 بالاخره راه افتاد و این روند رو توی قسمت “Boom ” هم حفظ کرد. این قسمت که خیلی به سبک موفات بود، واقعا خوب از آب دراومد؛ حضور ثابت دکتر در Kastarion 3 (کاستاریون 3) زمین تا آسمون با اپیزود قبلش فرق داشت و تنوعی رو نشون داد که Doctor Who قبلا هیچ وقت بهش نرسیده بود. این موارد نشان دهنده تلاشی جدی برای جلوگیری از کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who است.
قسمت “73 Yards ” با رفتن به سراغ ژانر وحشت فولکلور، به جمع بهترین اپیزودهای تاریخ Doctor Who پیوست – این اولین بار نبود که یه اپیزود با حضور کمرنگ دکتر به چنین موفقیتی می رسه.
بر اساس یه ایده ی ترسناک که James Wan آرزوش رو داشت به ذهنش برسه، این ماجراجویی تک نفره ی روبی ساندی موندگارترین اثر رو بین کل فصل 14 داشت، اما قسمت بعدی هم بد عمل نکرد. “Dot and Bubble ” شاید در حد منبع الهامش یعنی Black Mirror نبود، اما به عنوان نسخه ی Doctor Who از اون سبک، داستان به خوبی از یه مفهوم جذاب و تیم بازیگری هوشمندانه استفاده کرد.
درسته که “Rogue ” یه ادای احترام بی چون و چرا به سریال Bridgerton بود (که حتی توی خود اپیزود هم بهش اشاره شد)، اما حتی ویلن های نه چندان جالب هم نتونستن از ارزش های تولید فوق العاده، شیمی قوی بین انکوتی گاتوا و جاناتان گروف و اون پایان بندی به شدت احساسی کم کنن. نمایش هولوگرافیک دکترهای قبلی هم که دیگه حسابی چسبید.
فینال دو قسمتی با “The Legend of Ruby Sunday ” شروع شد که پر از وعده های جذاب بود. بازگشت سوتک، یه UNIT کاملا فعال، کلی معما، ملانی بوش – مگه می شه Doctor Who از پس این همه انتظار برنیاد؟
تهش معلوم شد که نشد، و “Empire of Death ” فصل 14 Doctor Who رو با کلی سوال بی جواب، باگ های داستانی تابل، استفاده بیش از حد از جلوه های کامپیوتری و فاش شدن حقایق ناامیدکننده، با تلخی تموم کرد.
فصل 15 Doctor Who؛ قدمی فراتر از برچسب کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who
استایل و پوشش دکتر پانزدهم در فصل جدید، ترکیبی از مدرنیته و اصالت کلاسیک این مجموعه است.

تغییر ظاهر دکتر در هر قسمت، بخشی از جذابیت های بصری این دوران جدید به شمار می رود.
بعد از یه ماجراجویی کریسمس بهتر با “Joy to the World “، دکتر پانزدهم با تجربه ای کمی بیشتر، عاقل تر و با یه همراه جدید برگشت. فصل های Doctor Who به ندرت با یه قسمت خیلی خفن شروع می شن، اما با این حال “The Robot Revolution ” نسبت به Space Babies یه پیشرفت چشمگیر بود.
مثل قبل، هیجان واقعی از قسمت 2 شروع شد. “Lux ” یه فضای تاریخی شیک رو با یه ترفند انیمیشنی نوآورانه و ارجاعات متا و خنده دار ترکیب کرد و نگاه (بسیار) جدیدی به فرمت «فرار از دست هیولا» داشت. از اون بهتر، این هیولای خاص واقعا بعضی جاها وحشتناک می شد.
“The Well ” هم یکی دیگه از اون قسمت های عالی بود. یه دنباله ی غافلگیرکننده برای قسمت Midnight دکتر دهم، Doctor Who دوباره به ژانر وحشت ناخنک زد. این اثر پرتنش، هوشمندانه و خلاقانه می تونه به درستی ادعا کنه که قوی ترین لحظه ی فصل 15 بوده. این اپیزودها خودشان دلیلی محکم هستند که چرا نمی توان این دوران را کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who نامید.
قسمت “Lucky Day ” به عنوان یه داستان متمرکز روی روبی، به پای 73 Yards نمی رسید، اما پیام مرکزی قوی و همکاری هیجان انگیز با UNIT اون رو بالاتر از سطح متوسط قرار داد.
“The Story & the Engine ” شاید یکی از دست کم گرفته شده ترین قسمت های کل دوران مدرن Doctor Who باشه. با اینکه به خاطر پلات پیچیده ی ویلن داستان شاید همون اول نشه باهاش ارتباط برقرار کرد، اما جلوه های بصری خیره کننده و لایه های پنهانش باعث شده که این قسمت به یکی از تماشایی ترین سفرهای انکوتی گاتوا با TARDIS تبدیل بشه. این شگفتی ها ارزش ذاتی را نشان می دهند و ایده کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who را زیر سوال می برند.
و حالا برای یه تجربه ی کاملا متفاوت، “The Interstellar Song Contest ” بیشتر از اون چیزی که از اسمش پیدا بود، فضایی شاد و اغراق آمیز داشت. اما با حضور سوزان، رانی و بالاخره رو شدن نیمه ی تاریک دکتر پانزدهم، این فقط یه گشت و گذار ساده توی رنگارنگ ترین شب سال اروپا نبود.
مثل فصل 14 Doctor Who ، فینال دو قسمتی قوی شروع شد. دنیای موازی ویران شهری توی “Wish World ” جالب بود، رانی با بازی آرچی پنجابی همه رو مجذوب کرد و کم کم حس می شد که معماهای بی شمار Doctor Who دارن به یه نتیجه ی معنادار می رسن.
اما باز هم Doctor Who توی قدم آخر کم آورد. “The Reality War ” پلات های اصلی رو نادیده گرفت، ویلن های عالی رو هدر داد و در کل خیلی منطقی نبود.
با این همه اپیزود خوب، چرا هنوز بحث کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who مطرح است؟
انکوتی گاتوا با انرژی منحصربه فرد خود، جانی تازه به کالبد قدیمی ترین مسافر زمان در دنیای تلویزیون بخشیده است.

تصویر بالا دکتر پانزدهم را در لحظه ای از تفکر عمیق نشان می دهد که با چالش های پیچیده روبه رو شده است.
با بررسی تک تک قسمت های فصل 14 و 15 Doctor Who ، می بینیم که 12 قسمت از 16 قسمت پخش شده واقعا خوب بودن. “The Robot Revolution” متوسط بود و فقط “Space Babies” و اون دو تا فینال رو می شه نقاط ضعف واقعی دونست.
در مقایسه با فصل های قبلی Doctor Who ، این اصلا آمار بدی نیست.
اگه اپیزودهایی مثل “Boom” یا “Lux” در اولین دوره ی مدیریت RTD پخش می شدن، تا آسمون ها ازشون تعریف می شد.
این تا حدی نشون می ده که چرا دوران انکوتی گاتوا اون قدرها محبوب نشده. نه تنها انتظارات نسبت به 20 سال پیش بالاتر رفته، بلکه ذره بین ها دقیق تر شده، در حالی که Doctor Who باید بیشتر تلاش کنه تا به تکرار خودش یا کلیشه ها نیفته.
اما Doctor Who هم به خودش کمکی نکرده و دلیل اصلی حس سردی که نسبت به فصل های انکوتی گاتوا وجود داره، شکست هر دو فیناله. دوران گاتوا سرمایه گذاری زیادی روی داستان های طولانی مثل مادر روبی ساندی، بازگشت سوزان و برگشتن بلیندا به خونه کرده بود. وقتی این ها به نتیجه ی درستی نرسیدن، ضربه ی بزرگی به جذابیت کلی فصل خورد.
Game of Thrones این موضوع رو خیلی خوب درک می کنه – این سریال فانتزی HBO سال ها بهترین چیز توی تلویزیون بود، اما یه فصل نهایی اشتباه، میراثش رو برای همیشه خراب کرد. با این حال، حتی با وجود این چالش ها، دیدگاه کم ارزش Ncuti Gatwa Doctor Who ممکن است منصفانه نباشد.
شاید بازخوردها مهربون تر می بود اگه Doctor Who درست بعد از ماجراهای بحث برانگیزی مثل Timeless Child و bi-generation نمیومد. دو فصل دیگه با فینال های ناراضی کننده، مشکل قدیمی جعبه های معمایی ناامیدکننده رو در قلب Doctor Who پیچیده تر کرد.
به عنوان یه داستان سریالی طولانی، دو فصل انکوتی گاتوا در Doctor Who قطعا کم و کاستی هایی داشت. اما وقتی به صورت اپیزودیک بهشون نگاه کنیم، این 16 قسمت مسلما یکی از قوی ترین دوره هایی هستن که Doctor Who مدرن تا به حال به خودش دیده.
دوران فعلی دکتر هو با تمام چالش هایش، مسیری نوآورانه را طی می کند که شاید در نگاه اول برای طرفداران قدیمی غریب باشد. با این حال، حفظ استانداردهای بالای نویسندگی در اکثر قسمت ها و بازی کاریزماتیک بازیگر اصلی، نویدبخش روزهای روشن تری برای این فرنچایز است. تمرکز بر نقاط قوت می تواند نگاه مخاطبان را از ضعف های کوچک به سمت پتانسیل های بزرگ این اثر تغییر دهد.
Why Ncuti Gatwa’s Two Doctor Who Seasons Are Severely Underrated