سریال This Is Us یک دهه پیش در سال 2016 شروع شد و با اینکه یک داستان خانوادگی ساده اما خیلی ملموس رو تعریف می کرد، ساختار غیرخطی اش برای سریال های تلویزیونی شبکه ای واقعا نوآورانه بود. تاثیر سریال This Is Us بر داستان سرایی از همان ابتدا مشهود بود. در طول شش فصل، این سریال به یک پدیده کمیاب تبدیل شد که هم طرفداران پروپاقرص زیادی داشت و هم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
روایت خانواده پیرسون (Pearson) چند دهه رو در بر می گرفت؛ از داستان عشق جک (Jack) و ربکا (Rebecca) در دهه 80 میلادی شروع می شد و تا آینده و نوه های آن ها ادامه پیدا می کرد و طوری بین خطوط زمانی جابه جا می شد که از نظر احساسی خیلی روان به نظر می رسید. این یک ریسک ساختاری بزرگ برای یک درام شبکه NBC بود، اما جوری جواب داد که بقیه سریال ها هنوز دارند سعی می کنند ازش تقلید کنند و تاثیر سریال This Is Us را بازآفرینی کنند.
بررسی تاثیر سریال This Is Us بر داستان گویی چند نسلی
تصویر زیر جک و ربکا را در کنار فرزندان شان نشان می دهد که هسته اصلی روایت های احساسی سریال را تشکیل می دهند و نمادی از آغاز این سفر طولانی هستند.

این رابطه صمیمی میان والدین و کودکان، پایه و اساس بسیاری از فلاش بک های تاثیرگذار در طول فصل های مختلف بود که بینندگان را به وجد می آورد.
وقتی This Is Us از شبکه NBC پخش شد، زمانی بود که تلویزیون داشت به سمت داستان های دنباله دار و شخصیت محور می رفت. رویکردی که حتی امروز هم در آثاری مثل داستان های شخصیت محور برای موفقیت سریال The Rookie برای موفقیت در جذب مخاطب بر آن تاکید می شود. سریال هایی مثل Parenthood ثابت کرده بودند که مخاطبان از روایت های طولانی مدت با محوریت خانواده، روابط و قوس های احساسی استقبال می کنند؛ در حالی که درام های گروهی مثل Friday Night Lights قدرت درگیری های چند نسلی و پویایی شخصیت های درهم تنیده رو نشون داده بودند. این زمینه ای بود که تاثیر سریال This Is Us در آن پدیدار شد.
ایده اصلی دن فوگلمن (Dan Fogelman) برای This Is Us به خوبی در این روندها جا می گرفت، اما ساختار روایت های شبکه ای رو به فضای جدیدی برد. چیزی که This Is Us رو متمایز می کرد، استفاده بلندپروازانه از روایت غیرخطی بود.
هر قسمت متکی به فلاش بک ها، فلاش فورواردها و خطوط زمانی موازی بود و خیلی روان بین زندگی جک (Jack) و ربکا (Rebecca)، نوجوانی بچه هاشون و بزرگسالی «سه قلوهای افسانه ای» (The Big Three) حرکت می کرد. بیننده رو جوری درگیر می کرد که روایت های خطی سنتی به ندرت می تونستند انجام بدند.
دلایل موفقیت و تاثیر سریال This Is Us برای NBC
در این تصویر، نسخه بزرگسالی سه قلوهای پیرسون دیده می شوند که هر کدام با چالش های زندگی شخصی خود دست و پنجه نرم می کنند و بار گذشته را به دوش می کشند.

تکامل شخصیت این سه نفر در طول زمان، یکی از جذاب ترین جنبه های روایی بود که تماشاگران را در طول شش فصل با خود همراه می کرد.
This Is Us بلافاصله به یک سریال پرطرفدار برای NBC تبدیل شد و با ترکیب یک داستان خانوادگی ملموس با ساختار روایتی بلندپروازانه، موفقیتش رو در طول شش فصل حفظ کرد. نویسندگان با فاش کردن نقاط حساس داستان به صورت غیرخطی، می تونستند بدون متوسل شدن به ملودرام های ساختگی، تعلیق و پاداش احساسی ایجاد کنند، حتی بعد از افشای بزرگ مرگ جک (Jack) در فصل 2 سریال This Is Us. این بلندپروازی ساختاری توسط یک تیم بازیگری فوق العاده حمایت می شد.
This Is Us چندین نامزدی جایزه امی (Emmy) در بخش های اصلی دریافت کرد، از جمله بهترین سریال درام، بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ونتیمیلیا و بهترین بازیگر نقش اول مرد برای براون، که در نهایت در سال 2017 برنده شد. مندی مور نامزد بهترین بازیگر نقش اول زن شد و نویسندگی و کارگردانی سریال هم مدام مورد تحسین قرار می گرفت که اعتبار اون رو هم از نظر منتقدان و هم از نظر تجاری تثبیت کرد.
This Is Us بعد از یک دهه همچنان روی داستان گویی تلویزیونی تاثیر می گذارد
جک و ربکا به عنوان ستون های اصلی این خانواده، نمادی از عشق و فداکاری در خطوط زمانی مختلف هستند که پیوند میان گذشته و آینده را برقرار می کنند.

شیمی میان این دو بازیگر باعث شد تا تماشاگران به شدت با سرنوشت خانواده پیرسون درگیر شوند و حتی پس از پایان سریال نیز به یاد آن ها باشند.
یک دهه بعد از پخش اولین قسمت This Is Us، سریال ها هنوز سعی می کنند ترکیب منحصربه فرد صمیمیت، ساختار و تاثیرگذاری احساسی اون رو تکرار کنند. سریال Firefly Lane از نتفلیکس به وضوح ساختار خط زمانی غیرخطی و درهم تنیده رو قرض گرفته و یک دوستی مادام العمر رو در طول دهه ها ردیابی می کنه.
یک دهه بعد، This Is Us همچنان یک الگو باقی مانده است. ترکیب جسارت ساختاری و طنین احساسی آن همچنان به درام های شبکه ای و استریمینگ جهت می ده و استانداردی رو برای سریال هایی تعیین می کنه که می خواهند مخاطبان موقع تماشا، احساسات عمیقی رو تجربه کنند. این نشان دهنده تاثیر سریال This Is Us است که حتی پس از گذشت سال ها نیز در صنعت تلویزیون مشهود است.
نگاهی به میراث خانواده پیرسون نشان می دهد که چگونه یک درام خانوادگی می تواند با ساختاری پیچیده، همچنان ملموس و تاثیرگذار باقی بماند. این اثر فراتر از یک سرگرمی ساده، به مطالعه ای عمیق در مورد زمان، از دست دادن و پیوندهای ناگسستنی انسانی تبدیل شد که مسیر را برای نسل بعدی سریال های تلویزیونی هموار کرد و تجربه ای یگانه را برای مخاطبان جهانی به ارمغان آورد.
10 Years Ago, This NBC Drama Series Rewrote The Rules Of Network Storytelling