سریال The Affair به عنوان یکی از شاخص ترین سریال های راوی نامعتبر، با استفاده از تکنیک حافظه و دیدگاه های متناقض شخصیت ها، روایتی پیچیده از خیانت و پیامدهای آن ارائه می دهد که مخاطب را در تشخیص حقیقت به چالش می کشد.
دهه 2010 دوران طلایی درام های تلویزیونی باپرستیژ بود، اما یکی از خلاقانه ترین کارهای اون دهه یعنی The Affair اغلب فراموش میشه. این دوران، عصرِ آنتی هیروهای تاریک تلویزیونی بود؛ با سریال هایی مثل Breaking Bad و Mad Men که به خاطر شخصیت های اصلیِ پیچیده از نظر اخلاقی، حسابی تحسین و ستایش می شدن. سریال The Affair هم که حول محور آدم های خیانتکار می چرخه، محصول همون دوران بود و یکی از نخستین نمونه های موفق سریال های راوی نامعتبر به شمار می رود.
شبکه Showtime که خونه ی اصلی سریال The Affair بود، با سریال هایی که شخصیت های آنتی هیرو داشتن اصلا غریبه نبود. این همون شبکه ایه که سریال Dexter رو به ما داد؛ یه اثر فوق العاده محبوب درباره یه قاتل زنجیره ای که خودش عدالت رو اجرا می کرد. توی دهه 2010 هم بهترین سریال های شبکه Showtime مثل Homeland, Shameless, Ray Donovan, Billions و غیره همگی درباره آدم هایی با نقص های زیاد و غالبا نچسب بودن. سریال The Affair هم بخشی از همین گروهه و واقعا حقش خیلی بیشتر از اینه که فقط یه گوشه از تاریخچه شبکه Showtime باشه.
موضوع The Affair چیه؟
تصویر زیر نمایی از دو بازیگر اصلی سریال را نشان می دهد که بار سنگین روایت های متناقض داستان را بر دوش دارند.

حضور دومینیک وست و روت ویلسون در این صحنه، به خوبی تنش های نهفته در رابطه نوآ و آلیسون را به تصویر می کشد.
اسم ساده ی سریال The Affair عمدا فریبنده ست. بله، واضحه که سریال درباره خیانته، اما درست مثل خودِ روابط مخفیانه، لایه های زیادی از عمق و پیچیدگی زیر این شور و اشتیاق های غیرقانونی پنهان شده.
داستان که عمدتا در مانتاکِ نیویورک اتفاق می افته، اول ما رو با نوآ سالووی (دومینیک وست) آشنا می کنه. نوآ با عشق دوران دانشگاهش، هلن (مورا تیرنی)، ازدواج کرده و با هم چهار تا بچه دارن. اون ها زندگی نسبتا شادی دارن، هرچند نوآ از وضعیت شغلی بی رونقش ناراضیه و از وابستگی مالیشون به پدرِ پولدارِ هلن، که یه نویسنده مشهور و پرفروشه، دلخوره.
زندگی نوآ برای همیشه تغییر می کنه وقتی که با آلیسون بیلی (روت ویلسون) آشنا میشه؛ زنی که تمام عمرش ساکن مانتاک بوده و توی رستورانی که کار می کنه، به خانواده سالووی سرویس میده. آلیسون عاشقانه شوهرش، کول لاکهارت (جاشوا جکسون) رو دوست داده، هرچند ازدواجشون بعد از مرگ پسر چهار ساله شون، گابریل، به شدت متزلزل و حتی بحرانی شده.
فصل اول سریال The Affair آشنایی نوآ و آلیسون، جذابیت رو به رشد بینشون و در نهایت رابطه مخفیانه شون رو روایت می کنه. این موضوع به تنهایی برای یه درام تلویزیونی به اندازه کافی جذاب هست، اما چیزی که The Affair رو تا این حد منحصر به فرد می کنه، نحوه بازی اون با حافظه ست. این ساختار روایی چندوجهی، آن را به یکی از جذاب ترین سریال های راوی نامعتبر تبدیل کرده است. هر اپیزود به دو بخش تقسیم میشه: بخش نوآ و بخش آلیسون، که در اون صحنه های یکسان از دیدگاه های شخصی هر کدومشون نمایش داده میشه.
The Affair؛ پیشگام در بین سریال های راوی نامعتبر
در ادامه، تقابل شخصیت های مکمل را می بینیم که چگونه در لایه های مختلف داستان تاثیرگذار هستند.

جاشوا جکسون در نقش کول، یکی از پیچیده ترین شخصیت هایی است که روایت او در فصل های بعدی اهمیت دوچندانی پیدا می کند.
تفاوت های حافظه اون ها از جزئیات کوچیک مثل رنگ کاغذدیواری یا مدل موهای آلیسون گرفته تا مسائل مهمی مثل اینکه چه کسی اون رابطه رو شروع کرد، متغیره. ایده اینه که اگه نوآ به ما روایت «الف» رو بگه و آلیسون روایت «ب» رو، ما به عنوان تماشاگر هیچ وقت واقعیت کامل رو نمی فهمیم. این نوع روایت، ویژگی اصلی سریال های راوی نامعتبر است که مخاطب را به چالش می کشد.
این موضوع باعث میشه بیشتر درگیر داستان بشیم، چون بدون داشتن فکت های عینی، خودمون باید انتخاب کنیم که حرف کی رو باور کنیم. همینه که باعث میشه راوی غیرقابل اعتماد به یک ابزار داستانی همیشه جذاب و سرگرم کننده تبدیل بشه، و همین امر دلیل محبوبیت سریال های راوی نامعتبر است. فصل 2 سریال The Affair دیدگاه ها رو حتی بیشتر باز می کنه تا نقطه نظرات هلن و کول رو هم ببینیم. فصل های بعدی هم دیدگاه های بقیه معشوقه ها و بچه های شخصیت های اصلی رو نشون میدن.
سریال The Affair از طریق سوگیری حافظه، به ما نشون میده که این شخصیت ها چطور خودشون و دنیای اطرافشون رو می بینن و در نتیجه چطور رفتار کرده و کارهای خودشون رو توجیه می کنن. این موضوع اون رو به یکی از بهترین درام های تلویزیونی شخصیت محور تمام دوران تبدیل کرده.
برترین سریال های راوی نامعتبر دیگر
سریال You از دیگر آثاری است که با استفاده از راوی اول شخص و فضای استاکرگونه، ذهن تماشاگر را به بازی می گیرد.

پن بدجلی در نقش جو گلدبرگ، نمونه ای مدرن از شخصیت هایی است که با روایت خود، وحشتناک ترین کارها را موجه جلوه می دهند.
اگرچه هیچ سریالی مثل The Affair از مفهوم راوی غیرقابل اعتماد استفاده نکرده، اما این سریالِ شبکه Showtime مخترع این ایده نبود. این کانسپت همچنان در تلویزیون با تاثیرگذاری زیاد، از آثار کمدی گرفته تا هیجان انگیز، استفاده میشه و بسیاری از سریال های راوی نامعتبر توانسته اند مخاطبان زیادی را جذب کنند.
مثل The Affair, How I Met Your Mother هم کاملا حول محور یک راوی غیرقابل اعتماد می چرخه؛ چون درباره مردیه که داره داستان رو برای بچه هاش تعریف می کنه. تد (Ted) جزئیات مربوط به مسائل جنسی یا رفتارهای بزرگسالانه دیگه رو که نمی خواد بچه هاش بدونن، حذف یا سانسور می کنه که اغلب نتیجه خنده داری داره. یکی از بهترین شوخی های تکرار شونده HIMYM، اشاره تد به مصرف ماری جوانا با عبارت “ساندویچ خوردن” هست که با تصاویر خنده داری همراهه.
پن بدجلی بازیگریه که با بازی در نقش راوی های غیرقابل اعتماد در تلویزیون، برای خودش اسمی دست و پا کرده. در سریال نوجوانی اون در دهه 2000 یعنی Gossip Girl، کل روایت سریال توسط بلاگری شکل می گیره که اخبار زندگی پرحاشیه نوجوان های ثروتمند «آپر ایست ساید» رو گزارش میده؛ کسی که اغلب در گفتن حقیقت زیاده روی می کنه و بذر آشوب رو می کاره در حالی که شخصیت ها با عواقب اون دست و پنجه نرم می کنن.
بدجلی در سریال You حتی تاریک تر هم شد؛ جایی که نقش جو گلدبرگ، یک قاتل زنجیره ای و استاکرِ وسواسی عاشق پیشه رو بازی می کنه. با اینکه اتفاقات به عنوان واقعیت نمایش داده میشن، اما همگی از دیدگاه جو قاب بندی شدن و اون از نقش خودش به عنوان راوی اول شخص سوءاستفاده می کنه تا جنایات وحشتناکش رو توجیه کنه. این سریال یکی از برجسته ترین سریال های راوی نامعتبر در ژانر هیجان انگیز است.
سریال های دیگه ای که راوی غیرقابل اعتماد دارن شامل Mr. Robot, Legion, Alias Grace, The Black Donnellys, Young Sheldon و سریال دیگه شبکه Showtime یعنی Dexter میشن. این لیست از سریال های راوی نامعتبر نشان می دهد که این سبک چقدر در بین سازندگان محبوب است. حفظ این ابزار داستانی کار سختیه و فصل های آخر بعضی از این سریال ها واقعا با افت کیفیت مواجه شدن، اما 10 سریال برتر که افت نکردند و در تمام فصول درخشان باقی ماندند، نشان می دهند که با نویسندگی دقیق می توان جذابیت داستان را تا انتها حفظ کرد. یا شایدم هست؟
سریال هایی که بر پایه روایت های غیرقابل اعتماد بنا شده اند، فراتر از یک سرگرمی ساده، مطالعه ای در روانشناسی انسان و پیچیدگی های حافظه هستند. این آثار به ما یادآوری می کنند که حقیقت همواره مطلق نیست و هر فردی داستان زندگی خود را از دریچه ای متفاوت بازگو می کند، موضوعی که باعث می شود این سبک از داستان گویی هیچ گاه برای مخاطبان تکراری نشود.
Showtime’s 5-Part Thriller Is The Most Unique TV Drama Of The 2010s